شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٦٢ - تعريف جامع براى كلّى و جزئى
بلكه سبب و دليل خارجى موجب انحصار آن در يك مصداق شده و در واقع، امتناع صدق آن بر كثيرين امتناع بالغير است.
بنابراين، سه گونه كلّى قابل تصوّر است:
١ـ آنكه بالفعل مصاديق متعدّد دارد.
٢ـ آنكه بالفعل مصداقى ندارد ولى عقل وجودِ مصداقهايى را براى آن، تجويز مىكند.
٣ـ آنكه بالفعل يك مصداق دارد. ولى عقل مصاديق متعدد را براى آن تجويز مىكند.
وَقَدْ يُمْكِنُ اَنْ يُجْمَعَ هذا كلُّه في اَنّ هذا الْكُلِّىَّ هُوَ الّذي لا يَمْنَعُ نَفْسُ تَصَوُّرِهِ عَنْ اَنْ يُقالَ عَلى كَثيرينَ. وَيَجِبُ اَنْ يَكُونَ الكُلِّىُّ الْمُسْتَعْمَلُ فِى الْمَنْطِقِ وَما اَشْبَهَهُ هُوَ هذا.
وَاَمَّا الْجُزْئِىُّ الْمُفْرَدُ فَهُوَ الَّذي نَفْسُ تَصَوُّرِهِ يَمْنَعُ اَنْ يُقالَ مَعْناهُ عَلى كَثيرينَ كَذاتِ زَيْدِ هذا الْمُشارُ اِلَيْهِ، فَاِنَّهُ مُسْتَحيلٌ اَنْ تُتَوَهَّمَ اِلاّ لَهُ وَحْدَهُ.
تعريف جامع براى كلّى و جزئى
مصنف، پس از آنكه سه وجه براى كلّى بيان نمود، اينك در صدد آن است كه هر سه وجه را تحت عنوان يك تعريف مندرج سازد. از اينرو، كلّى را به گونهاى تعريف مىكند كه هر سه وجه را شامل گردد:
طبق تعريف مصنف، كلّى عبارت است از: مفهومى كه نفس تصوّر آن، مانع از صدق بر كثيرين نيست. اگر منعى از جهت صدق بر كثيرين، وجود داشته باشد، به يك دليل خارجى مربوط است؛ وگرنه، خودِ مفهوم هيچگونه امتناعى از صدق بر كثيرين ندارد. خواه، افراد كثير در خارج بالفعل تحقق داشته باشند يا بالفعل تحقق نداشته باشند. مراد منطقدانان از مفهوم كلّى، همين معنا است. و در مقابل آن، جزئى است. لكن، مقصود از جزئى،