شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥١٨ - نگاهى ديگر به فرايند شكل گيرى فصل
نگاهى ديگر به فرايند شكلگيرى فصل
مطلب پيشين درباره برخى اوصاف كه نمىتوانستند در شمار فصول قرار گيرند ممكن است اين توهّم را پديد آورد كه چون آنها به واسطه امر اعمّى تحقق مىيافتند و در جاهاى ديگر هم يافت مىشدند از اينرو، در شمار فصول قرار نمىگرفتند.
ولى حقيقت آن است كه حتى اگر اين گونه اوصاف در جائى اختصاص به موصوفشان هم داشته باشند نمىتوانند جزء فصول شمرده شوند. زيرا، بايد نخست موصوف آنها تقوّم و تحصّل يابد آنگاه متصف به ذكورت و انوثت شود. مثلا حيوانيّت بواسطه ذكورت تحصّل پيدا نمىكند زيرا ماهيّت حيوان را مىتوان تصوّر كرد بدون آنكه به «نر» بودن يا «مادّه» بودن توجّهى بشود. و چنانچه كسى شقّ ثالثى را فرض كند به حيوانيّتِ حيوان ضرر نمىزند.
به طور مثال اگر حيوانى خنثى يا فاقد ذكورت و انوثت فرض شود؛ به حيوانيّتش لطمهاى نمىخورد. پس، حتى آنجا كه ذكورت و انوثت مساوى با حيوان باشد و به واسطه امر اعمّى نباشد، دليل فصل بودن آن نخواهد بود. گرچه لازم و مساوى و مختص به اين جنس هم باشد، و موجب تقسيم اين جنس هم بشود. چنانكه مذكّر بودن و مؤنث بودن اختصاص به حيوان دارد ولى به هيچ وجه جزء فصول آن به شمار نمىآيد. اينها در صورتى فصول بودند كه بخاطر صورت و حقيقت حيوانيّت عارض حيوان مىشدند. تا بتوان گفت ماهيت حيوان بواسطه اين دو صفت به دو ماهيت نوعى منقسم مىگردد، نه اينكه عروض آنها بواسطه امرى باشد كه عارض حيوان شده است.
توضيح آنكه: ذكورت و انوثت حيوان، بر اساس طبيعيات قديم، در اثر مزاجى است كه عارض حيوان مىشود.
قدما مىگفتند اگر بر نطفه مزاج حارّ غالب باشد حيوان «نر» خواهد شد. و اگر برودت غالب باشد «ماده» خواهد شد. بنابراين، بعد از آنكه حيوانيت