شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٨٢ - طريقه تحليل
است و يك انسانيّتى هم در عمرو است؛ و تغايرى بين اين دو انسانيّت به سبب اعراض به وجود آمده است. طبعاً اعراض (چه اين اعراضى كه مكتنف است به انسانيت زيد و چه آن اعراضى كه مكتنف است به انسانيّت عمرو) در تشخص زيد و عمرو، دخالت دارند. (فيكون لهذه الاعراض تأثير فى شخص زيد...) پس، اين اعراض دو گونه تأثير دارند:
١. در تحقق شخص زيد تأثير دارند. زيرا، زيد، انسانيّتِ مطلق نيست زيرا در انسانيّت زيد به عنوان يك شخص غير از اصل انسانيت، چيز ديگرى هم مؤثر است كه همان اعراض مىباشد. اعراضى كه جزء وجود او بشمار مىروند.
٢. اعراض، در خود انسانيّت نيز تأثير دارند. يعنى علاوه بر آنكه اعراض در كنار انسانيّت به عنوان جزء يك مجموعه، مقوّم كلّ هستند؛ تأثير ديگرى هم با جزء ديگر كه همان انسانيّت است دارند. و آن تأثير، همان نسبتى است كه براى انسانيّت ايجاد مىكنند. لذا، گفته مىشود: «انسانيّة زيد». اين اعراض هستند كه انسانيّت مطلق را تبديل مىكنند به انسانِ منسوب به زيد.
وَنَعُودُ مِنْ رَأْس وَنَجْمَعُ هذا وَنُخْبِرُ عَنْهُ بِعِبارَة اُخْرى كَالْمُذَكِّرِ لِما سَلَفَ مِنْ قَوْلِنا، فَنَقُولُ: اِنَّ ههُنا شَيْئاً مَحْسُوساً هُوَ الْحَيْوانُ اَوِ الاِْنْسانُ مَعَ مادَّة وَعَوارِضَ، وَهذا هُوَ الاِْنْسانُ الطَّبيعِىّ.[١] و ههُنا شَىْءٌ هُوَ الْحَيْوانُ اَوِ الاْنْسانُ مَنْظُوراً اِلى ذاتِهِ بِما هُوَ هُوَ، غَيْرَ مَأخُوذ مَعَهُ ما خالَطَهُ، وَغَيْرَ مُشْتَرِط فيهِ شَرْطُ اَنَّهُ عامٌّ وَخاصٌّ اَوْ واحِدٌ اَوْ كَثيرٌ بِالْفِعْلِ، وَلا بِاعْتِبارِ الْقُوَّةِ اَيْضاً مِنْ حَيْثُ هُوَ بِالْقُوَّةِ. اِذِ الْحَيْوانُ بِما هُوَ حَيْوانٌ، وَالاِْنْسانُ بِما هُوَ اِنْسانٌ اَىْ بِاعْتِبارِ حَدِّهِ وَمَعْناهُ غَيْرَ مَلْتَفَت اِلى اُمُور اُخْرى تُقارِنُهُ، لَيْسَ اِلاّ حَيْواناً اَوْ اِنْساناً.
طريقه تحليل
تاكنون شكل بحث اينگونه بود كه ما هرگاه مفهوم انسانيت را در نظر
[١] مقصود از «الانسان الطبيعى»، كلّى طبيعى نيست.