شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٢٢ - تاريخچه بحث
مُحْتاج اِلى مادَّة في اَنْ يَبْقى، وَلا في اَنْ يَبْتَدِئ لَها وُجُودٌ فَيَكُونُ مِنَ الْمُسْتَحيلِ اَنْ يَتَكثَّرَ، بَلْ اِنَّما يَكُونُ النَّوْعُ مِنْهُ قائِماً واحِداً بِالْعَدَدِ. لاَِنَّ مِثْلَ هذِه الطَّبيعَةِ لَيْسَتْ تَتَكَثَّرُ بِالْفُصُولِ وَلا بِالْمَوادِّ وَلا بِالاَْعْراضِ. اَمّا بِالْفُصُولِ فَلِنَوْعِيَّتِهِ، وَاَمّا بِالْمَوادِّ فَلِتَجَرُّدِهِ، وَاَمّا بِالاَْعْراضِ فَلاَِنَّ الاَْعْراض اِمّا اَنْ تَكُونَ لازِمَةً لِلطَّبيعَةِ فَلا تَخْتَلِفُ فيها الْكَثْرَةُ بِحَسَبِ النَّوْعِ، وَاِمّا اَنْ تَكُونَ عارِضَةً غَيْرَ لازِمَة لِلطَّبيعَةِ فَيَكُونُ عُرُوضُها بِسَبَب يَتَعَلَّقُ بِالْمادَّةِ، فَيَكُونُ حَقُّ مِثْلِ هذا اِذا كانَ نَوْعاً مَوْجُوداً، اَنْ يَكُونَ واحِداً بِالْعَدَدِ.
تاريخچه بحث
نكته شايان ذكر اين است كه هرگاه وصف وجود را به يك طبيعت و ماهيتى حمل كنيم، وجود به معناى ماهيت نخواهد بود. يادآورى اين نكته از آن رو است كه در گذشته تا زمان شيخ، بحثى تحت عنوان «زيادة الوجود على الماهية» مطرح نبوده است. لذا، چنانچه در كتابهاى پيشينيان از جناب شيخ گرفته تا ديگران، بكاويم بحثى با عنوان «الوجود زائدٌ على الماهية» نخواهيم يافت. اين بحث پس از شيخ از زمان فخر رازى و خواجه طوسى مطرح شده، از اينرو، در كتاب «تجريدالاعتقاد» ديده مىشود ولى در كتابهاى شيخ ديده نمىشود.
طرح بحث چنين بوده كه: وجود عارض بر ماهيت است. در منظومه حكيم سبزوارى آمده: «انّ الوجود عارض المهية، تصوّراً واتّحدا هوية»؛ اين، همان بحث است كه وجود و ماهيت، عين هم نيستند. حيثيّت وجود غير از حيثيّت ماهيّت است. به عبارت ديگر: مفهوم وجود عين مفهومِ ماهيّت نيست. اينها در ذهن دو حيثيّت متمايزند؛ ولى در خارج دو حيثيّت از هم جدا نيستند.