شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٥ - بررسى فرض دوّم
بررسى فرض دوّم:
فرض دوّم اين بود كه بگوييم هر گاه بياض از محلّ خود خارج شود، بصورت بياض جسمانى باقى نمىماند. يك بياضِ مجرّد و روحانى خواهد بود!
بر اين فرض نيز اشكالاتى وارد مىشود؛ از جمله اينكه:
نمىتوان گفت يك چيز، گاهى مجرّد است و گاهى مادّى است. به طور مثال، نمىتوان گفت بياض ماهيّتى است كه هر گاه روى جسم قرار گيرد مادّى مىشود و آنگاه كه از جسم خارج شود، مجرّد مىگردد! همچنين وقتى دوباره به جسم ديگرى برمىگردد، مادّى مىشود! چنين چيزى محال است. به ويژه در مورد بازگشت مجرّد به مادّى، برهان خاصّى وجود دارد كه مجرّد هيچگاه، مخالط اجسام نمىشود، و نمىتواند در اجسام حلول كند.
بنابراين، اين فرض هم كه بگوييم: هر گاه بياض از موضوع خودش خارج شود، جوهرى عقلانى و مجرّد خواهد بود؛ فرض صحيحى نيست.
ديدگاه صدر المتألهين: صدر المتألهين در تعليقه خود بر الهيات شفاء[١] به اين نكته اشاره مىكند كه نمىتوان پذيرفت، مادّى به طور مطلق، قابل تبديل به مجرّد نباشد. به عقيده وى، بر اساس حركت جوهرى، امر مادّى مىتواند در اثر حركت جوهرىِ اشتدادى به يك موجود مجرّد تبديل شود. بنابراين، تالى فاسدى را كه شيخ بيان كرده و طىّ آن گفته است شىء مادّى به طور مطلق، قابل تبديل شدن به مجرّد نيست، به نظر ما قابل قبول نيست.
بررسى ديدگاه صدر المتألهين: ظاهراً حتى روى مبناى صدر المتألهين نيز، اشكالِ فرض مذكور، حلّ نمىشود. زيرا، بياض، بر اساس اين فرض كه عرض است، حركت جوهرى نخواهد داشت. چه، حركت جوهرى از آنِ جوهر است. هر گاه بياض بخواهد به يك بياض مجرّد تبديل شود بايد به تبع يك موضوع جوهرى باشد. يعنى بياضى كه خود، عرضِ يك موجود
[١] ر. ك: تعليقه صدر المتألهين بر الهيات شفاء، ص ١٢٥ و ١٢٦