شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٠٧ - موارد يگانه شدن جنس و فصل
بشرط» هستند و در عين حال جزء «حد» به شمار مىروند، بايد توجه داشت كه حتى در عالم ذهن هم مفهوم جنس و فصل را به دو صورت مىتوان اخذ كرد: الف) به عنوان دو مفهوم متغايرى كه با هم تركيب مىشوند و از تركيب آنها «حد» پديد مىآيد.
ب) گاهى به گونهاى اخذ مىشود كه عليرغم اينكه جنس، جنس است و فصل، فصل است؛ امّا هيچ كدام بر ديگرى قابل حمل نيست. مجموع حدّ هم قابل حمل بر هيچ كدام از آن دو نيست. از اين رو، نمىتوان گفت: «الحدّ جنس» يا «الجنس فصل» يا «الفصل جنس» مطلب در مورد مصاديق آنها نيز از همين قرار است. لذا، اگر مفهوم حيوان را به عنوان جزئى از حدّ (از آن رو كه حدّ مركّب از دو جزء است) در نظر بگيريد، نه حدّ را مىتوان بر جنس حمل كرد و نه جنس را بر حدّ و نه جنس و فصل را بر يكديگر.
بنابراين، حتى در ذهن هم اين امكان وجود دارد كه بتوان جنس و فصل را مستقل و غير قابل حمل در نظر گرفت. اين، يك اعتبار بسيار ظريفى است كه ذهن مىتواند آنها را به صورت «لا بشرطى» كه قابل حمل بر هم باشند در نظر بگيرد. بر اساسِ اين اعتبار است كه ما رابطه آنها را رابطه اتحادى، لحاظ مىكنيم.
يگانه شدن جنس و فصل بايد اينگونه تصوّر شود. گو اينكه موارد با هم تفاوت دارد. مصنف اين اختلاف را در چند سطر، اينچنين توضيح مىدهد:
موارد يگانه شدن جنس و فصل
بعضى از موارد اينچنين است: ١. برخى انواعى كه محدود هستند و براى آنها «حد» بيان مىشود و حدّشان هم از جنس و فصل تشكيل شده است، طبيعتى را مانند كه در خارج، مركّب است. چنانكه از مادّه آن، مفهوم جنسى را اخذ مىكنيم و از