شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٥٦ - تعريف حقيقت فصل و بيان حقيقت آن
التَّميزَ وَالتَّفْريقَ هُوَ عِنْدَ الْعَقْلِ، فَاِذا احْتيلَ وَفصل وَتميز فى الوُجُود فى المُرَكبات صارَ الْجِنْسُ مادَّةً وَالْفَصْلُ صُورَةً، وَلَمْ يَكُنِ الْجِنْسُ وَلا الْفَصْلُ مَقُولا عَلَى النّوْعِ.
فصل ششم
تعريف حقيقت فصل و بيان حقيقت آن
مصنف، در اين فصل يك بار ديگر به تعريف و بيان حقيقت فصل برمىگردد. در گذشته درباره جنس و فصل مباحثى را مطرح نمود و تكميل آن بحثها را به آينده موكول كرد. آن بحثهايى كه وعده طرح آنها را داده بود در همين فصل است. از اينرو، مىگويد همچنان كه جنس و نوع را شناختيم، بايد درباره فصل نيز بحث كنيم.
با توجه به دو گونه فصل: اشتقاقى و مواطاة، مىگويد: اگر فصل انسان را نطق و فصل حيوان را حسّ و حركت بالاراده بناميم، به خوبى پيداست اينگونه فصول بر خودِ «نوع» حمل نمىشوند. به طور مثال نمىتوان گفت «الحيوان حس» يا «الانسان نطق»؛ بلكه بايد مشتقّى را از آنها گرفت و آن را حمل كرد. اينگونه فصلها را فصل اشتقاقى مىگويند. يعنى فصلى كه مشتقّى از آن گرفته مىشود. از اين رو، بهتر آن است كه به اينها «مبدأ الفصل» گفته شود. نطق، مبدئى است كه هرگاه مشتقّى از آن گرفته شود، همان فصل خواهد بود. مبدأ اشتقاق نمىتواند فصلى باشد كه بر نوع يا بر جنس قابل حمل باشد. از اين رو، نمىتوان گفت: «الحيوان حس» يا «الانسان حس» البته، حس از آنرو كه اقسامى دارد بر بعضى از امور قابل حمل است. چنانكه گفته مىشود «السمع حس» اينجا جنس بر نوع حمل شده است. يا نطق كه يك ماهيت نوعى است بر ماهيّت فصل و بر يك مصداق از آنكه به طور مثال در «زيد» است حمل مىشود. امّا، اين حيثيّت، ديگر حيثيّتِ حمل نوع بر فرد