شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٤٩ - انواع عوارض مشخّصه
نامتحصّلى است و بايد با امر ديگرى كه بدان افزوده مىشود تحصّل يابد. وقتى ماهيّت جنس به وسيله فصولى كه بدان افزوده مىشود تحصّل يافت، آنگاه عقل بدنبال عاملى خواهد بود كه موجب تشخص و اشاره آن مىشود. زيرا، پيش از آنكه جنس تحصّل يابد، عقل دو چيز را طلب مىكرد:الف) يكى چيزى كه موجب تحصّل جنس مىشود.
ب) ديگر چيزى كه موجب تشخص و تعيّن مىگردد.
حال، پس از آنكه جنس، تحصّل يافت، عقل ديگر امر اوّل را طلب نمىكند و آن را از قبيل تحصيل حاصل مىداند. تنها به دنبال چيزى خواهد بود كه موجب تشخص آن است.
به ديگر سخن: پس از آنكه طبيعت و ماهيّت جنسى به صورت نوع الانواع[١] و نوع حقيقى درآمد و فصولى كه بايد بدان افزوده شود، افزوده شد؛ براى عقل، تنها تحصيل «مشاراليه» و مشخّص بودن آن باقى مىماند.
به هر حال از مطالب گذشته به اين نتيجه رسيديم كه نوع عبارت است از ماهيّتِ جنسيّهاى كه به واسطه فصل، تحصّل پيدا كند، و به صورت ماهيّت تامّى پديدار گردد. و آنگاه كه ماهيّت تامّى شد، تنها نيازمند آن است كه معروض عوارضى شود تا بتواند «مشاراليه» قرار گيرد. و اين خواصّ و اعراض، اقسامى دارد: ١. گاهى فقط يك اضافه است كه منشأ تشخص شىء مىشود؛ امّا، هيچ تغييرى در خود ذات به وجود نمىآيد. و اين، در چنين مواردى است: الف ـ ماهيّت نوعيه يك امر بسيط باشد؛ ب ـ خودش يك عَرَض باشد و فقط با عارض شدنش نسبت به معروض، تشخّص يابد؛ ج ـ تحقق فصل در جنس، اضافهاى را پديد آورد كه همان منشاء تشخص شود. د ـ حصول صورت نوعيه در نوعِ متوسط منشأ اضافه شود و در نتيجه منشاء تشخص گردد. چنانكه ملاحظه مىكنيد در اين موارد، به جز اضافه هيچ چيز
[١] مقصود از نوع الانواع، ذيل عبارت متن توضيح داده شد.