شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٧٢ - ٢ فرق ميان دو مثال هندسى
الف ـ مثال «اصبع» (انگشت دست انسان) كه بدون آوردن انسان در تعريف شناخته نمىشود.
ب ـ مثال «زاويهحادّه» كه بدون آوردن زاويه قائمه در تعريفِ آن شناخته نمىشود.
ج ـ مثال «قطعه دايره» يا «قطاع دايره» كه بدون آوردن دايره در تعريفِ آن، شناخته نمىشود.
اكنون مصنف درصدد آن است كه تفاوت اين مثالها را بيان كند.
١. فرق ميان مثال «اصبع» با دو مثال هندسى
درباره «اصبع» مىگويد: اين يك جزء بالفعلى از وجود انسان است. و ما هرگاه بخواهيم شخص انسان را از آن رو كه همه اعراض كماليهاش را دارا است تعريف كنيم، لاجرم بايد «اصبع» را هم ذكر كنيم. به طور مثال بايد بگوييم شخص كامل انسان، كسى است كه پنجتا انگشت دارد؛ و اين انگشتان بالفعل در وجود او موجود است. برخلافِ آن دو مثال هندسى كه فعليتِ اجزا در آنها شرط نيست.
بنابراين، فرق ميان «اصبع» با دو مثالِ هندسى اين است كه «اصبع»، جزء بالفعلى از انسان است، اما، اجزاى دو مثالِ هندسى، بالفعل نيستند بلكه جزء بالقوّه به شمار مىروند.
٢. فرق ميان دو مثال هندسى
فرق بين «دايره» با «قائمه» يعنى بين دو مثال هندسى اين است كه در مورد قطعه دايره، نخست بايد دايرهاى باشد تا قطعهاى از آن جدا شود، آنگاه بگوييم اين، قطعه دايره است. هرچند وقتى بريده شد ديگر دايره باقىنمىماند. ولى، در زاويه «حادّه» اينچنين نيست. زيرا، زاويه حادّه از قائمه كوچكتراست؛ و