شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٢٦ - تضريس در سطح دايره
فَهُوَ في نَفْسِهِ مُنْقَسِمٌ وَاِنْ لَمْ يُمْكِنْ فَصْلُه. وَاِنْ لَمْ تَكُنْ مَوْضُوعَةً في فُرَج اُزيلَتْ مِنْ وَجْهِ السَّطْحِ مِنْ غَيْرِ حاجَة اِلَيْها.
تضريس در سطح دايره
اگر سطح دايره، در اثر اينكه از «اجزاى لايتجزّى» تشكيل شده، پستى و بلندى پيدا كرده در اين صورت مىتوان خُلَل و فُرَج را با افزودن يا كاستن اجزاى لايتجزّى، هموار كرد. به اين صورت كه درفرورفتگىها، يك جزء افزوده شود، و از برآمدگىها، يك جزء كاسته شود. تا از اين رهگذر، گوديها و فرجههاى روى سطح، پر شود؛ و برجستگىهاى روى آن نيز زدوده شود.
امّا، اگر مىگوييد اجزاء لايتجزّى، به گونهاى است كه داخل حفرهها نمىرود، در اين صورت، معلوم مىشود كه اجزاى ياد شده، قابليت كوچك شدن يا بزرگ شدن دارند. در نتيجه مىتوان آنها را كوچكتر فرض كرد كه داخل حفرهها بروند. و يا بخشى از آن اجزاء، درون حفرهها قرار گيرند، و بخش ديگر آنها بيرون بمانند. بنابراين، اجزاء مذكور، «اجزاء لايتجزّى» نخواهند بود. و از آن رو كه اندازه حفرهها، كمتر از آن اجزاء است؛ پس، معلوم مىشود كه اجزاء، قابل انقسام مىباشند. زيرا، آن جزئى كه بايد اين حفرهها را پر كند بايد از خود اجزائى كه فُرَج را تشكيل دادهاند كوچكتر باشد. پس، معلوم مىشود اين اجزاء، كوچكى و بزرگى دارند. و چيزى كه اينچنين باشد، فىنفسه انقسامپذير خواهد بود. هرچند در خارج امكان ازهم گسستن آن نباشد.
و اگر «اجزاى لايتجزّى» كه موجب تضريسِ سطح دايره شده، اينها در حفرهها و روزنهها نباشند، بلكه بر روى سطح قرار گرفته باشند؛ در اين صورت، اگر از روى سطح برداشته شوند؛ سطح صاف مىشود. و ديگر نيازى به آنها نيست، و دايره حقيقى بوجود مىآيد.