شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٢٩ - احتمال معقول در ميان احتمالات چهارگانه
وَلكِنْ تَعنِي[١] الْمُقارَنَةَ. وَلا تَصْدُقُ مِنْ جانِبِ الْمَعْلُوْلِ مِنْ وَجْهَيْنِ: وَذلِكَ لاَِنَّ الْعِلَّةَ وَاِنْ كانَتْ حاصِلَةَ الذّاتِ فَلَيْسَ ذلِكَ واجِبا[٢] مِنْ حُصُوْلِ الْعِلَّةِ. وَالْوَجْهُ الثّاني اَنَّ الشَّيْءَ الَّذي قَدْ حَصَلَ يَسْتَحيلُ اَنْ يَجِبَ وُجُوْدُهُ بِحُصُوْلِ شَيْء يُفْرَضُ حاصِلا اِلاّ اَنْ يُعْنى بِلَفْظِ «حَصَلَ» مَفْهُوْمُهُ.
احتمال معقول در ميان احتمالات چهارگانه
چنانكه گذشت، مصنف وجود احتمالات چهارگانه را برخاسته از اين مطلب مىداند كه واژه «اذا» در اينگونه مواضع، مشترك است و همين اشتراك سبب بروز غلط و اشتباه مىگردد. از اين رو، با پديد آمدن اين احتمالات چهارگانه، بايد بدنبال يافتن وجه صحيح و احتمال معقول بود؛ آنگاه به حلّ شبهه پرداخت.
بررسى احتمال نخست: احتمال نخست آن بود كه هرگاه يكى از علّت و معلول در خارج وجود يابد، لازم است ديگرى نيز از ناحيه آن، وجود يابد. پيدا است كه چنين قضيهاى كاذب است. زيرا، لازمهاش آن است كه علّت هم از ناحيه معلول، در خارج وجود يابد. در حالى كه اينچنين نيست. پس فرض نخست، فرض غلطى است.
البته، يكى از آندو به گونهاى است كه هرگاه وجود بيابد ديگرى از ناحيه آن وجوب و وجود مىيابد و آن علت است كه با تحقّقش، معلول از ناحيه آن وجوبِ بالغير مىيابد. امّا، عكس آن، صادق نيست. يعنى چنان نيست كه حصول معلول، موجب وجوب و حصول علّت شود. بلكه بايد علّت وجود داشته باشد تا معلول، حاصل شود. و فرض حصولِ معلول، اين است كه در
[١] در برخى نسخهها از جمله نسخه چاپ قاهره «تغنى» آمده است كه صحيح نيست. صحيحِ آن «تعنى» است. [٢] در برخى نسخهها همچون نسخه چاپ قاهره، «واجب» آمده كه غلط است، صحيح آن «واجبا» مىباشد.