شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢١٧ - توضيحى درباره معيّت زمانى علّت و معلول
بنابراين، علّت و معلول همواره متلازماند. يا در ظرفِ زمان يا در ظرفِ دهر! و در عين حال، يكى مقدّم بر ديگرى است.
توضيحى درباره معيّت زمانى علّت و معلول
اين پرسش براى افراد عادى زياد پيش مىآيد كه چگونه ممكن است علّت و معلول از نظر زمانى تقدم وتأخرى نداشته باشند؟ بلكه براى فلاسفه غربى نيز اين پرسش مطرح است. فلاسفه غربى، عليّت را به تقدم و تأخر مىشناسند. آن را كه مقدم است علّت مىگويند؛ و آن را كه مؤخر است معلول مىنامند. وقتى علّت و معلول معيّت داشته باشند، در نظر آنها هيچ دليلى وجود ندارد كه يكى از آندو علّت ناميده شود و ديگرى معلول!
از اين رو، مصنف در اين بحثْ اندكى توقف كرده به توضيح آن مىپردازد و مىگويد: وقتى شما دستتان را حركت مىدهيد و كليد در دستتان قرار دارد و حركت دست با حركت كليد از نظر زمانى با هم اتفاق مىافتد، آيا حركت دست را مستند به حركت كليد مىدانيد يا برعكس؟
پيدا است كه هر عقلى حركتِ كليد را فرع بر حركت دست مىداند نه بر عكس. و اين، همان تقدّمى است كه مىگوييم «تحركت اليد ثمّ تحرك المفتاح». منظور از «ثم» در اين جمله، تراخىِ زمانى نيست. بلكه تراخى رتبى و عقلى است. به عبارت ديگر تقدم بالوجود است. و لذا، عقل استنكارى ندارد از اين كه گفته شود چون زيد دستش را حركت داد، كليدى كه در دستش بود به حركت در آمد. امّا، عكسِ آن را عقل مستنكر مىبيند. يعنى اين سخن را كه چون كليد حركت كرد، زيد دستش را حركت داد؛ سخن درستى مىداند.
البته، مىتوان گفت كه وقتى ما حركت كليد را ديديم، دانستيم كه زيد دستش را حركت داده است. در علمِ ما، معلول مىتواند مقدم بر علّت باشد. امّا، در متن واقع، علّت همواره مقدم بر معلول است. بنابراين، عليرغم آنكه