شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٦١ - وجوه سه گانه درباره كلّى
وجوه سه گانه درباره كلّى
كلّى در سه مورد به كار مىرود:
الف. گاهى كلّى در جائى اطلاق مىشود كه مفهومى در خارج بالفعل مصاديق فراوانى داشته باشد. و بر همه آنها صادق باشد. به چنين مفهومى از آنرو كلى مىگوييم، كه بر مصاديق متعدد كه بالفعل در خارج وجود دارند صدق مىكند،
ب. گاهى كلّى اطلاق مىشود، از آنرو كه ممكن است مصاديقى از آن مفهوم در خارج وجود يابد. هرچند كه اكنون حتى يك فرد از آن هم بالفعل وجود نداشته باشد. مانند: «بيت مسبّع» (خانه هفت گوش) به تعبير خود مصنف، كه به طور معمول در خارج وجود ندارد. زيرا، هيچكس خانه هفتگوش نمىسازد. ولى، به هر حال، اين يك مفهوم كلّى است. عليرغم اينكه يك خانه هفتگوش هم در خارج وجود نداشته باشد.
ج. و گاهى كلّى در جائى اطلاق مىشود كه مفهومِ آن در خارج بيش از يك مصداق ندارد؛ ولى عقل، محال نمىداند كه مصاديق ديگرى هم داشته باشد. وحدتِ مصداق، دليلِ خارجى دارد، نه آنكه خودِ مفهوم اقتضاى وحدت مصداق داشته باشد. به طور مثال: مفهوم «شمس» كه امروزه عقيده بر آن است كه مصاديق متعدّدى دارد، ولى ظاهراً در زمان شيخ، براى آن بيشتر از يك مصداق را نمىشناختند، و مىگفتند مفهومى است كه در خارج تنها يك مصداق دارد، ولى وحدت مصداقْ مقتضاى تصوّر مفهوم آن نيست،