شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٠ - شقوقى كه در استدلال بر جوهريت كيفيات وجود دارد
يكى از شقوقى كه در اين برهان براى فرض جوهريت اين كيفيات وجود دارد اين است كه اين كيفيات از دو حال خارج نيستند:
الف ـ يا قابل انتقالاند؛ ب ـ يا قابل انتقال نيستند.
اگر فرض كنيم كه قابل انتقال نيستند؛ خواهيم ديد كه اين كيفيّات، هم كمال ثانى براى جسم بشمار مىآيند و هيچگونه تحقّقى ندارند. در نتيجه، همه خواص و ويژگيهاى اعراض در آنها موجود است. گرچه شما آنها را جوهر ناميدهايد؛ امّا جواهرى كه قابل انتقال نيستند و به موضوع خود نيازمندند و از كمالات ثانيه موضوع خود بشمار مىآيند. بنابراين، طبق عقيده مصنف فرق ديدگاه ما با شما در نام گذارى خواهد بود. چه اينكه ما آنها را «اعراض» مىناميم و شما «جواهر»!
امّا اگر طبق فرض ديگر كه بگوييم قابل مفارقت هستند. يعنى جواهرى هستند كه در موضوع حلول مىكنند و قابل انتقال به موضوع ديگر مىباشند. طبق اين فرض، جناب شيخ توالى فاسده آن را بيان مىكند. و در ضمن بيان توالى فاسده براى اين قول، به نظريه «كمون» نيز اشاره مىكند: «وَ اَمَّا الْكُمُونُ فَقَدْ بَيَّنّا اِسْتِحالَتَه» ظاهر اين جمله آن است كه يك جمله معترضه است و هيچ ربطى به مطالب پيشين و مباحث پسين ندارد. و در صدر بحث، قول به كمون را به صورت يك قول مستقلّى ذكر كرده است.
سزاوار اين بحث، آن بود كه نخست نظريه جوهريت كيفيات را بررسى و ردّ كند؛ آنگاه به بحث درباره نظريه «كمون» بپردازد.
توضيح عبارت
در جمله «فانّه يجب من ذلك ان يكون كل جسم يسخِّن جسما فانّه ينقل اليه من حرارة نفسه» ظاهر عبارت اين است كه «فانّه» تعليلى براى جمله قبلى است. يعنى براى جمله «امّا الكمون فقد فرغنا منه» در حالى كه هيچ ربطى به آن ندارد.