شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٣٣ - فرق صفات اضافى با صفات غير اضافى
جمع ميان متضادات و متقابلات شود. زيرا، انسانيتى كه در زيد است، حكمى دارد؛ و انسانيّت در عمرو حكم ديگرى دارد. از اينرو، اگر هر دوى آنها با هم جمع شوند بايد احكام متقابلى براى شىء واحد اثبات شود.
اگر انسانيّتى كه در «عمرو» است، بذاتها نه به معناى حدّ[١]ـ عيناً و به لحاظ وجود، همان انسانيّتى باشد كه در زيد است، لازمهاش آن است كه هر حكمى كه عارض انسانيّتِ در زيد مىشود، شاملِ انسانيّتِ در «عمرو» هم بشود؛ چون عيناً يكى هستند. مگر اضافاتى كه به شخص خاصّى و با عارض خاصّى هست؛ صرفنظر از اين اضافاتِ خاصّه، آنچه مربوط به احكام و خواصّ انسانيّت است، بايد در آن يكى هم موجود باشد.
فرق صفات اضافى با صفات غير اضافى
اگر انسانيّتى كه در زيد است سفيد باشد، هرچند سفيدى جزء ماهيّت انسانيّت نيست؛ ولى يكى از عوارضِ انسانيّتى است كه در زيد است. اين عارض، با اضافه فرق دارد. مفاهيم اضافى قائم به طرفين است و با تغيير هر يك از آنها تغيير مىيابد، امّا، احكامى كه از آنِ خود شىء است مانند سفيدى، سياهى، كمّيت و كيفيت، چنين مقولاتى اگر همراه با انسانيّتِ زيد باشند، و اين انسانيت همان انسانيّتِ در عمرو باشد؛ پس، بايد انسانيّتِ عمرو نيز از آن اوصاف و ويژگيها برخوردار باشد.
[١] گاهى گفته مىشود حدّ انسانيّت در «زيد» همان حدِّ انسانيّتِ در «عمرو» است. اين جمله صحيح است و معنايش آن است كه مفهومى كه از آن دو گرفته مىشود، يك مفهوم است، اين مطلب قابل قبول است. چنانكه درباره معناى كلى طبيعى نيز همين مطلب را مىپذيريم. كلّيتِ كلّى طبيعى به آن است كه همان معناى كلى را كه از «زيد» مىفهميم، همان را هم از «عمرو» مىفهميم، يعنى حدّ هر دو يكى است. «لا بمعنى الحد» كه در عبارت متن آمده بيانگر همين مطلب است. جمله معترضهاى است كه تأكيد دارد بر اينكه وحدتِ «حد» قابل انكار نيست. از اينرو، حدّ انسانيت زيد با حدّ انسانيّت عمرو يكى است. امّا، خودِ انسانيّتِ در زيد به لحاظ وجود و شخصى، عين انسانيّتِ در عمرو نيست.