شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣١٣ - نقش ويژگى درونى جسم براى صدور فعل
در پاسخ، سه فرض مطرح مىشود:
١ـ ويژگى مذكور علّت تامه براى صدور فعل است كه دائماً آن را بوجود مىآورد؛
٢ـ مقتضى براى صدور فعل است آنسان كه فعل به طور اكثرى از جسم صادر مىشود و گاهى هم بخاطر بروز مانع، فعل صادر نمىشود؛
٣ـ نه علّت تامه است و نه مقتضى است بلكه صدورش به طور اقلّى است.
فرض نخست: در فرض نخست بسيار واضح است كه چيزى كه صدور فعلى را ايجاب مىكند فاعلِ آن محسوب مىشود.
فرض دوّم: در اين فرض نيز فاعلِ اكثرى، همان فاعل ايجاب كننده است. ولى گاهى وجود يك مانع، جلوى تأثير آن را مىگيرد.
بنابراين، فاعلى كه به طور اكثرى تأثير مىكند آنگاه كه مانعى نباشد فعل خود را انجام مىدهد و آن را ايجاب مىكند.
فرض سوّم: امّا فرض سوّم اين است كه بگوييم ويژگىِ مذكور، نه ايجاب كننده است دائمى است و نه تأثير اكثرى دارد. پس معلوم مىشود كه صدور فعل از آن يك صدور جزافى و اتّفاقى است و فاعل اتفاقى، فاعل بالعرض است در حالى كه بحث ما در جائى بود كه فاعل بالعرض نباشد.
وَكَذلِكَ اِنْ قيلَ: اِنَّ كَوْنَهُ صاحِبَ تِلْكَ الْخاصِيَّةِ اَوْلى، فَمَعْناهُ اَنَّ صُدُورَهُ عَنْها اَوْفَقُ. فَهُوَ اِذَنْ مُوْجِبٌ لَهُ اَوْ مُيَسِّرٌ لِوُجُوبِهِ، وَالْمُيَسِّرُ اِمّا عِلّةٌ بِالذّاتِ وَاِمّا بِالْعَرَضِ، فَاِذا لَمْ تَكُنْ عِلَّةٌ اُخْرى بِالذّاتِ غَيْرُهُ فَلَيْسَ هُوَ بِالْعَرَضِ، لاَِنَّ الَّذي بِالْعَرَض [١] هُوَ عَلى اَحَدِ النَّحْوَيْنِ الْمَذْكُورَيْنِ، فَبَقِىَ اَنَّ تِلْكَ الْخاصِيَّةِ بِنَفْسِها
[١] مصنف از تعبير «بالعَرَض» در اينجا معناى عامّى را در نظر گرفته است. زيرا، پيش از اين، «بالعرض» را در مقابل «بالقسر» قرار داد؛ امّا، اينجا آن را به معناىِ اعم از بالعَرَضِ خاص و بالقسر، قرار داده است. چون اينگونه تعليل آورده: «لانّ الذى بالعرض على احد النحوين المذكورين» و يكى از دو نحو مذكور، «بالعرض» بود و ديگرى «بالقسر»؛ و اينجا هر دو را «بالعرض» مىخواند.