شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٤٤ - توضيح عبارت متن
مثال: شما مىتوانيد چهار عدد مختلف را در ذهنتان تصوّر كنيد سپس هر جفت از آنها را در نظر گرفته آنها را «دو» عدد بشماريد، بار ديگر هر جفت از اين «دو»ها را به عنوان «دو» عدد (٢) در نظر بگيريد و همينگونه اين لحاظها را ادامه دهيد. روند اين سلسله حدّ يقفى نمىشناسد و شما مىتوانيد همچنان اين ملاحظات را تا بىنهايت ادامه دهيد. معالوصف، معناى اين سخن آن نيست كه همواره در ذهن شما بىنهايت عدد وجود دارد و يا چنين روابطى تا بىنهايت محفوظ مىماند.
در باب مفاهيم منطقى نيز مطلب به همين منوال است. شما مىتوانيد از يك مفهوم كلّى، مفهوم كلّى ديگرى انتزاع كنيد؛ و از مفهومِ دوّم، مفهوم سوّمى و از سوّم، مفهوم چهارمى، و همينطور تا بىنهايت! امّا، اين بدان معنا نيست كه هميشه در ذهن شما بىنهايت مفهومْ موجود است.
توضيح عبارت متن
(والنفس نفسها تتصوّر ايضاً كلّياً آخر يجمع هذه الصورة واُخرى فى تلك النفس او فى نفس غيرها...) يعنى: نفس انسان خودش تصوّر مىكند يك كلّى ديگرى را چنانكه پس از تصوّر كلّى انسان (طبيعت انسان) كلّى ديگرى را تصوّر مىكند كه جامع ميان اين صورتِ انسانى و يك صورت ديگرى به نام «نوع» است. آن مفهوم ديگر هم ممكن است در همان نفس موجود باشد؛ و ممكن است در نفس ديگرى موجود باشد. چنانكه بين انسانى كه در ذهنِ «زيد» موجود است با غنمى كه در ذهن «عمرو» موجود است يك جامع اشتراكى پديد آيد به نام «نوع»! در اين صورت، مفهوم جديد (نوع) هم بر مفهومى كه در ذهن زيد است صدق مىكند و هم بر مفهومى كه در ذهن «عمرو» است، بدينسان يك كلّى ديگر ساخته مىشود كه جامع بين مفاهيم قبلى است. چنانكه مىتوان از اين مفهوم جديد نيز مفهوم ديگرى را انتزاع نمود. همه اين مفاهيم