شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٩٣ - امكان وجود فى الغير مستلزم وجود موضوع است
مِنْ اِمْكانِ وُجُودِهِ الَّذي هُوَ بِهِ مُضافٌ. وَكَلامُنا في نَفْسِ اِمْكانِ وُجُودِهِ، وَعَلَيْهِ حَكَمْنا اَنَّهُ لَيْسَ في مَوْضُوع، وَالاْنَ فَقَدْ صارَ اَيْضاً في مَوْضُوع، هذا خُلْفٌ.
امكان وجود فى الغير مستلزم وجود موضوع است
در قسم آخر يعنى چيزى كه ممكن است در غير خودش موجود شود؛ بايد غيرى باشد كه «يمكن ان يوجد فيه» و آن غير بايد امكان اين را داشته باشد كه اين شىء در آن به وجود آيد. بنابراين، همچنان اثبات مىشود چنين چيزى كه «يمكن ان يوجد فى شىء آخر» نيازمند به موضوع است. و آن موضوع نيز بايد امكان وجود اين شىء را داشته باشد، تا در آن بوجود آيد. چون اگر چنين چيزى موجود شود وجودش در غير است، امكان وجودش نيز در غير خواهد بود.
يعنى آن غيرْ اين صفت را دارد كه يمكن ان يوجد فيه البياض. پس دو چيز اثبات مىشود: يكى غيرى كه در آن وجود پيدا مىشود، و ديگرى صفت امكانى كه آن غير دارد.
بنابراين، هم بايد آن غير وجود داشته باشد و هم امكان وجود شىء دوّم در آن باشد، مانند عرضى كه بنا است در موضوعى تحقق پيدا كند.
پس، در اينجا غيرى وجود دارد كه همان موضوع است. يعنى جسمى است كه يمكن ان يوجَدَ فيه البياض! اين جوهر در اينجا وجود دارد و صفت امكان هم در اين جوهر وجود دارد. از اينرو، صفت امكان را به همين جسم نسبت مىدهيم. و چنين چيزى را موضوع ناميم. در نتيجه، ثابت مىشود كه اگر چيزى امكان پديد آمدن در غير را داشته باشد نيازمند به موضوع خواهد بود. موضوعى كه بايد قبلا موجود باشد و صفت امكان را هم داشته باشد. اين امكان، همان امكان استعدادى است.
امّا، اگر فرض شود ماهيتى خودش امكان وجود دارد، (نه اينكه امكان