شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٦٤ - كلى منطقى، طبيعى و عقلى
كلى منطقى، طبيعى و عقلى
از آنچه گذشت، تعريف «كلّى» بدست آمد، لكن تعريف ياد شده، مساوى با عنوان و مفهوم كلّى است. امّا، در اينجا مفهوم كلّى با آنچه متصف به كلّيت مىشود فرق دارد. زيرا، وقتى مىگوييم: «الانسان كلّى» كلّى يعنى آنچه كه تصورش مانع از صدق بر كثير نيست. امّا، معناى «انسان» كه در قضيه آمده است، غير از آن است. از اينرو، چنانچه عنوان كلّى را با همان عنوان كلّى در نظر آوريم، «كلّى منطقى» خواهد بود. امّا، آن چيزى (انسان) كه متصف به كلّيت مىشود، «كلّى طبيعى» است. و اگر همين كلى طبيعى را با وصف كلّيت در نظر بگيريم، «كلى عقلى» مىشود.
بنابراين، كلّى از آنرو كه كلّى است يك چيز است و از آنرو كه شيئى است كه كلّيت، لاحق و عارضِ آن مىگردد، چيز ديگرى است. به طور مثال، انسان چيزى است كه كلّيت، عارض آن مىشود و بر آن حمل مىگردد. پس، انسانيّت، غير از كلّيت است. در نتيجه، كلّى از آن جهت كه كلى است، چيزى است كه يكى از اين حدود بر آن دلالت دارد. يعنى همين تعريفى كه گفتيم نفس تصوّر آن مانع از صدق بر كثيرين نيست؛ بر آن منطبق مىگردد.
بنابراين، اگر انسان و فرس را در نظر بگيريم، معنايى را در نظر آوردهايم كه غير از معناى كلّيت است؛ و آن همان فرسيّت يا انسانيت است. نه حدّ فرسيّت، همان حدّ كلّيت است؛ و نه كلّيت، داخل در حدّ فرسيّت است.[١]چه اينكه فرسيّت، حدّى دارد كه نيازمند به حدّ كلّيت نيست. لكن، كلّيت عارضِ آن مىشود. زيرا، مفهوم فرسيّت، مفهومى است كه قابليت صدق بر
[١] فرسيّت، يك مفهوم ماهوى است؛ امّا، كلّيتْ معقول ثانى منطقى است.