شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٠٣ - اتحاد جنس و فصل
كه دو بعد دارد؛ نيز ممكن است حجم و جسم تعليمى باشد كه سه بعد دارد. به هر حال، وقتى مقدار گفته مىشود معنايى به ذهن مىآيد ولى مبهم است، اين است كه بايد چيزى به آن افزوده شود تا معلوم گردد كه خط است يا سطح است يا حجم، امّا نه چيزى كه مباين با آن است. و آنگاه كه متعيّن شد معنايش آن نيست كه دو چيز تحقق يافته است: يكى مقدار و ديگرى يك يا چند بعد داشتن.
وقتى گفته مىشود: «سطح، مقدارى است كه دو بعد دارد» معنايش آن است كه دو بُعد داشتن آن، همان مقدار داشتن آن است. اما، مقدارِ خاصّى است كه تعيّن دارد.
بنابراين، مقدار معنايى است كه مىتواند خط و سطح و حجم باشد. نه اينكه معنايش آن باشد كه چيزى است كه چيز ديگر هم قرين آن واقع مىشود يا بدان افزوده مىگردد. و مجموع مقدار به علاوه چيزى كه بدان ضميمه مىشود، خط يا سطح يا حجم را تشكيل مىدهد. نه! چنين نيست. خط، از دو چيز تشكيل نمىشود؛ بلكه تنها همان مقدار است. و اين از آن رو است كه معناى مقدار، آن است كه «مساوات» و «لا مساوات» را مىپذيرد.[١] امّا، بدون آنكه شرط شود فقط اين معنا باشد، و به اصطلاح به صورت «بشرط لا» لحاظ شود. زيرا، اگر چنين باشد ديگر جنس نخواهد بود. معناى مقدار به عنوان يك مفهوم جنسى آن نيست كه ديگر هيچ چيزى به آن ضميمه نشود.
بنابراين، هيچ شرطى جز قابليت مساواة را در آن اخذ نمىكنيم. و همين
[١] البته، اين ممكن نيست كه معناى تامّى در نظر گرفته شود. زيرا، صرف اينكه چيزى قابل مساوات باشد يا نه؟ با قطع نظر از اينكه يك بُعدى باشد يا دو بعدى باشد يا سه بُعدى باشد؟ اين را نمىتوان به طور مستقل در نظر گرفت. چون در مورد عرض است. و عرض، بسيط است. در خارج نيز ماده و صورت قابل تفكيك نيست. زيرا مادّه و صورت ندارد. فقط يك معناى بسيطى است. مقداريت وقتى در خط تعيّن مىيابد، همان مقدار خواهد بود. نه اينكه چيزى به مقدار اضافه شد و آنگاه به صورت خط در آمد. تا خط مركّب از دو چيز باشد يكى مقدارّيت و يكى هم تك بُعدى بودن!