شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢١٣ - انتقال ديگر در توسعه مفهومى تقدم و تأخر
ما جَعَلُوا الْمَخْدُومَ وَالرَّئيسَ قَبْلُ، فَاِنَّ الاِْخْتِيارَ يَقَعُ لِلرَّئيسِ وَلَيْسَ لِلْمَرْؤُوسِ، وَاِنَّها يَقَعُ لِلْمَرْؤوُسِ حينَ وَقَعَ لِلرَّئيسِ فَيَتَحَرَّكُ بِاخْتِيارِ الرَّئيسِ.
انتقال ديگر در توسعه مفهومى تقدم و تأخر
انتقال ديگرى كه تقدم و تأخر در توسعه مفهومى خود دارد، اين است كه به اشيائى انتقال مىيابد كه به گونهاى تفوق و فضل و سبقى دارند. گرچه در واقع، فضلى وجود نداشته باشد. چنين امورى را متقدم بالفضل يا متقدم بالشرف، شمردهاند.
مبدء در تقدم بالشرف: در چنين مواردى، مبدء معيّنى كه دو چيز با آن سنجيده مىشود، اصل معنا خواهد بود. مانند شجاعت، كه خود، مبدء قرار مىگيرد؛ آنگاه كسى كه از اين شجاعت بهره بيشترى برده باشد، متقدم ناميده مىشود و آن كسى كه بهره كمترى برده باشد متأخّر خوانده مىشود.
بنابراين، كسى كه از اين مبدء محدود چيزى را دارد كه ديگرى ندارد، متقدم خواهد بود. يعنى مزيّتى دارد كه ديگرى ندارد. و به همين جهت آن را متقدم مىگويند. پس، هرگاه بگوييم چيزى سابق است يعنى چيزى را دارد كه دوّمى ندارد؛ امّا، چيزى كه دوّمى دارد، اوّلى نيز دارد ولى اوّلى افزون بر آن هم دارد.
نيز از همين باب است رابطهى ميان مخدوم و خادم يا بين رئيس و مرئوس، زيرا عليرغم اينكه مخدوم و خادم هر دو در چيزهايى تصرّف مىكنند كه در خانه وجود دارد امّا، تصرّف يكى بايد به اذن و امر ديگرى باشد. پس، با وجود آنكه هر دو اختيار تصرّف دارند؛ امّا، اختيار خادم پس از اختيار مخدوم است. اختيار مخدوم، سابق بر اختيار خادم است. اگر مبدء را اختيار در تصرّف، فرض كنيم؛ در اين صورت، مخدوم بر خادم مقدّم است. و همينطور، رئيس و مرئوس! رئيس اختيار و اجازه دارد، ولى مرئوس اجازه