شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٧٢ - سلب مفهوم « عينيّت» و « غيريّت» از مفهوم انسان بما هو
سلب مفهوم «عينيّت» و «غيريّت» از مفهوم انسان بما هو
از آنچه گذشت معلوم شد كه هرگاه به اصل انسانيّت از آن جهت كه انسانيّت است مىنگريم، نبايد آن نگاه را با نگاه و لحاظ ديگرى مشوب نماييم. چه، در اينجا دو نظر و لحاظ مىتواند وجود داشته باشد:
الفـ انسانيت من حيث هى؛
بـ انسانيت از آن جهتى كه موجود است.
به ديگر سخن، ايندو نظر يكى نظر به انسان بما هو هو است و ديگرى نظر به لواحق آن است. در نگاه نخست كه «من حيث هى» است، همه چيز از قلمرو مفهومِ انسانيّت سلب مىشود. و چيزى جز مفهوم انسانيّت، ملحوظ نخواهد بود.
بيان شبهه به گونهاى ديگر: از اينرو، اگر كسى بگويد آيا انسانيّتى كه در زيد است، همان انسانيّتى است كه در عمرو است يا غير از آن است؟
در پاسخ مىگوييم: منظور شما از اين پرسش چيست؟ آيا قيدى كه در كلام آوردهايد احترازى است، يعنى به طور مستقل مقصود شما قرار گرفته است يا يك قيد زائد است؟
اگر مقصود از آوردن قيد، احترازيّتِ آن است. يعنى علاوه بر انسانيّت، بودنِ آن در زيد هم مورد لحاظ قرار گرفته است؛ در اين صورت، انسانيّت «من حيث هى» مورد سؤال واقع نشده است؛ و انسانيّت مطلق نيست. امّا، اگر گفتيد اين قيد لغو و زائد است و تنها به منظور توضيح آورده شده؛ در اينصورت، در پاسخ به سؤال فوق بايد گفت: انسانيّت «من حيث هى» كه در زيد است، نه عين انسانيّت در عمرو است و نه غير آن. زيرا، اساساً مفهوم «غيريّت» و «عينيّت» در مفهوم انسان نيست. چون به حمل اوّلى انسان، تنها انسان است نه چيز ديگر.
بنابراين، اگر در فرض سؤال هر كدام از دو گزينه را در مقام پاسخ بر