شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٧٩ - رابطه ميل با خط اعتدال
١. يك اصطلاح معروف هندسى است كه در اين اصطلاح، «قيام» در مقابل افقى بودن و مايل بودن، استعمال مىشود. چنانكه مىگويند: خطى به خط ديگرى قائم مىشود يعنى عمود مىگردد. آنچه در اينجا مطرح است، اين اصطلاح خاص منظور نيست. اصطلاح عامّ قيام اين است كه خطى با خط ديگر تلاقى پيدا كند. به طور مثال، خطى بر روى صفحهاى رسم شده است، سپس خط ديگرى بگونهاى رسم مىشود كه خطّ اوّل را قطع مىكند. از تقاطع اين دو خط زاويه پديد مىآيد. اما، خود تلاقى دو خط نيز چند حالت دارد: الف ـ حالت قائم و عمود ب ـ حالت مايل به سوى ديگرى ج ـ حالت مايل از ديگرى امّا «ميل» مفهومى است كه با دو حرف جرّ، متعدّى مىشود: «ميل عن الشىء» و «ميل الى الشىء». وقتى چيزى مايل است؛ يعنى از چيزى به سوى چيز ديگر ميل كرده است. از اين رو، خطى كه با خط ديگر تلاقى مىيابد؛ اگر مايل باشد؛ معنايش آن است كه از سويى به سوى ديگر ميل پيدا كرده است. پس، جهتى را براى ميلِ آن بايد در نظر گرفت و نمىتوان آن را به طور مطلق تصوّر كرد، و به يك معنا مىتوان گفت كه تمام زاويهها، «ميل» دارند. زاويه منفرجه هم ميل دارد. بنابراين، نمىتوان مطلقِ ميل را مشخصّه زاويه حادّه قرار داد و گفت: زاويه حادّه آن است كه خطش مايل باشد، بلكه بايد جهتِ ميل را تعيين كرد تا معلوم شود كه زاويه منظور، چه زاويهاى است.
رابطه ميل با خط اعتدال
«وكان ميل الذى يحدث...»در جايى كه يكى از دو خط تلاقى كننده «ميل» داشته باشد در واقع ميل از