شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٨١ - فرق ميان عادت و صناعت
و گاهى قوّه مذكور به صورت «عادت» است. به طور مثال تا آدمى تمرين و عادت نكرده باشد كه درست سخن بگويد، نمىتواند بخوبى سخن گويد. تصوّر يكيك حرفها و جايگاه درست هر يك از آنها و تلفّظ آنها نيازمند تمرين و عادت است وگرنه ممكن است با كُندى و لكنت زبان انجام شود.
و گاهى قوّه ياد شده در اثر اتفاق پديد مىآيد. بر اين اساس، فاعلى موجب آن مىشود كه قوّهاى در يك شىء پديد آيد، بدون آنكه فاعل قصد انجام چنين كارى را داشته باشد. مانند فعلهاى اتفاقى، كه به طور مثال كسى زمينى را مىكند براى آنكه به آب دست يابد، امّا به گنجى مىرسد! حصول قوّه نيز گاهى اينچنين است. بدون قصد و به طور اتفاقى چنين قوّهاى براى اين شخص حاصل مىشود. چنانكه گاهى اتفاق مىافتد انسان غذائى مىخورد و قوّهاى در او پديد مىآيد. اين در حالى است كه او هرگز چنين قصدى را نداشته بلكه از تأثير آن غذا بىخبر بوده است. بنابراين، چنين قوّهاى به طور اتفاقى پيدا مىشود و منشأ اثر مىگردد. اين قوّه را قوّه «اتفاقيه» مىگويند.
فرق ميان عادت و صناعت
فرق ميان قواى مذكور، واضح و آشكار است. امّا، فرق ميان عادت و صناعت نيازمند دقت و بررسى است. از اينرو، مصنف در صدد بيان فرق ميان آندو برمىآيد و در نهايت مىگويد مرجع هر دو يكى است.
مقصود از صناعت آن است كه كسى از آغاز هدفى را در نظر بگيرد؛ به طور مثال بخواهد خطّاط شود و براى رسيدن به آن هدف، تمرينها و تكرارهايى را انجام دهد. در اين صورت اساساً هدف چنين انسانى دست يافتن به ملكه خطّاطى است و همه تمرينها و تكرارهايش در راستاى رسيدن به آن ملكه است.