شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥١١ - فصل حقيقىِ جنس در نظر مصنّف
نخواهد بود. به عنوان مثال اگر ما بخواهيم حركت و سكون را موجب تنوع جسم قرار دهيم و بگوئيم جسم داراى دو قسم است: متحرك و ساكن. اين تقسيم، موجب آن نمىشود كه در اينجا دو نوع پديد آيد. زيرا، ممكن است چيزى كه الآن متحرك است از حالت حركتش به حالت سكون منقلب گردد. و حال آنكه جوهريت و نوعيتش محفوظ است. اگر فرض كنيم كه جسم در يك تقسيم ذاتى به متحرك و غير متحرك تقسيم مىشود، خواهيم ديد كه اين تقسيم، منوِّع نيست، بلكه اين تقسيم تنها منشأ پيدايش دو صنف مىشود كه از عارض شدن دو عرض (حركت و سكون) پديد مىآيند.
تقسيم ذاتى بايد آنگونه باشد كه اگر اوصافى را براى آن دو قسم ذكر كرديم لازم آن دو قسم باشند. و در مثال مورد بحث بايد هر يك از حركت و سكونْ لازمه معروض خود و مشخصه قسم خاصّى از جسم باشد و هيچگاه از آن مفارقت نكند.
پس، شرط دوّم براى فصليّت يك مفهومْ آن است كه مفهومى را كه به جنس مىافزائيم خواه مفهوم ايجابى باشد يا سلبى[١] اگر به واسطه امر ديگرى عارض جنس شود آنسان كه بايد نخست جسمْ وصف ديگرى پيداكند تا به واسطه آن، وصف مذكور را بپذيرد، نمىتواند فصل حقيقىِ شىء باشد.
فصل حقيقىِ جنس در نظر مصنّف
شايان ذكر است كه جناب شيخ، فصل حقيقىِ جنس را هميشه يك چيز يعنى همان فصل قريب آن مىداند. فصولى كه براى انواع ذكر مىشد، هر يك از آنها در واقع فصل جنس قبلى است. به طور مثال: ناطق، فصل براى
[١] اكنون مجال آن نيست كه در اينباره بحث كنيم كه آيا فصل مىتواند مفهوم سلبى باشد يا نه؟ چنانكه در مثال پيشين كه گفتيم جسم گاهى متحرك است و گاهى غير متحرك يكى از ايندو قسم، مفهوم سلبى است. حال، آيا «غير المتحرك» مىتواند فصل قرار گيرد يا نه؟ صدرالمتألهين مىگويد يكى از شرائط فصل آن است كه ايجابى باشد. مفهوم سلبى نمىتواند فصل قرار گيرد.