شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٨١ - رابطه ميل با خط اعتدال
مايل باشد، بلكه بايد اتّصالى با آن داشته باشد و آن همان خطّى است كه آن را قطع مىكند و از محلّ تقاطعْ زاويه به وجود مىآيد. والاّ، اگر خطى را در ادامه خط نخستين رسم كنيم، زاويهاى پديد نمىآيد. يعنى در فاصله ١٨٠ درجه، زاويه رسم نمىشود. زاويه آن است كه از ١٨٠ درجه كمتر باشد ـ هرچند يكهزارم درجه كمتر باشد ـ پس، بايد ميلى از آن خط، پيدا شود؛ و اين ميل، ميان همه زوايا مشترك است. زاويه حادّه از آن خط، ميل دارد چنانكه قائمه و منفرجه نيز از آن، ميل دارند. از اين رو، با ميل مطلق، نوع زاويه مشخص نمىشود. و طبعاً نمىتوان آن را فصل مميّز زاويه حادّه به شمار آورد، وگرنه، لازمهاش آن است كه زاويه منفرجه و قائمه نيز حادّه باشند. زيرا، آن دو نيز از آن خط مستقيم، ميل دارند. همچنين مايل بودن خطّ زاويه حادّه از خط زاويه منفرجه هم علامت زاويه حادّه نيست، زيرا، خط زاويه قائمه نيز از خط منفرجه، مايل است. حتى مىتوان زاويه منفرجه ديگرى را فرض كرد كه از خط زاويه منفرجه نخستين، مايل باشد و آن به اين صورت است كه زاويه دوم، اضيق از زاويه نخست باشد. زيرا، علىرغم آنكه ميل از انفراج دارد، خود نيز منفرجه است.
همچنين نمىتوان گفت: زاويه حادّه آن است كه از خط زاويه حادّه مايل باشد؛ زيرا ممكن است هزاران زاويه حادّه فرض كرد كه از خط زاويه حادّه ديگر مايل باشند. به علاوه، اين تعريف، «تعريف الشىء بنفسه» خواهد بود. زيرا، در تعريف حادّه گفته مىشود: «حادّه آن است كه خطّش از زاويه حادّه مايل باشد» و اين در حالى است كه هنوز زاويه حادّه شناخته نشده است. و اين همان «تعريف الشىء بنفسه» و تعريف مجهولى بوسيله مجهول ديگر است.
فَبَقِى[١] ضَرُورَةً أَنْ يَكُونَ تَعْريفُها بِالْقائِمَةِ، الَّتي لَيْسَ يَبْقى قَوامُها مَعَ الْمَيْل
[١] جواب «لمّا كانت الزاوية السطحية...» در چند سطر قبل است.