شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٤٥ - چكيده بحث
اشكال و پاسخ
ممكن است گفته شود: حيوان ناطق، مىتواند ميليونها فرد داشته باشد؛ اما، وقتى قيودى به آن مىافزاييم به جايى مىرسد كه مختصّ به فرد مىشود، و بدين ترتيب مىتوان فرد را به كمك مفاهيم متعدّد كلى شناخت.
پاسخ، اين است كه حتى اگر قيود فراوانى را به آن اضافه كنيد بگونهاى كه منحصر به يك فرد شود و مجموع آن مفاهيم، مصداق ديگرى نداشته باشد؛ باز هم قابليتِ صدقِ بر كثيرين را از خود مفهوم، سلب نمىكند!به طور مثال: فرض كنيد «الف» همان حيوان ناطق است. يك مفهوم ديگرى هم به آن بيفزاييد و بگوييد: حيوان ناطق ضاحك يا كاتب بالفعل، باز هم از كلّيت خارج نمىشود. فقط، دايره آن كلّى، محدودتر مىشود. زيرا، حيوان ناطقى كه بالفعل كاتب باشد كمتر است از غير آن؛ ولى، علىرغم اينكه اين تخصيص حاصل مىشود، باز از كلّيت خارج نمىشود. البته، تخصيص، حاصل شده؛ اما، تخصيص كلى به كلّى ديگرى است. آنكه داراى اين اوصاف متعدد است و در فرض ما «الف» و «ب» است، همان است كه هم «الف» بر آن صادق است و هم «ب». معالوصف، چنين چيزى به حال كلّيت خود، همچنان باقى مىماند و عقل، وجود مصاديق متعدّد را براى آن، محال نمىداند.
چكيده بحث
گفتيم كه حدّ و ماهيت، موارد و اطلاقات مختلفى دارد و همه جا اطلاق حدّ و ماهيّت، يكسان نيست. درباره جوهر و اعراض، و همينطور درباره جوهر بسيط و مركّب، مطالب مبسوطى بيان شد.
در بعضى از موارد، حدّ دقيقاً مطابق با محدود است. و اطلاق حدّ در آنجا حقيقتاً اطلاقِ «اوّلى» است. ولى در بعضى از موارد زائد بر ماهيّت است و