شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٢٣ - سخن برخى ناآشنايان به مبانى فلسفى
جناب مصنف، اين سخن را نيز متفرع بر قول به تقدم قوّه بر فعليت كرده است. ولى بنظر مىرسد كه ضرورتى ندارد كه چنين تطبيقى و تفريعى را انجام دهيم، زيرا قائلين به اجزاء لا يتجزاى بر اين باورند كه اجزاء مذكور، فعليّت داشتهاند نه اينكه قوّه از هر جهت بر فعليّت، تقدم دارد. بنابراين، وقتى آنها مىگويند اجزائى داشتند داراى فعليّت و داراى حركت، ضرورتاً بدان معنا نيست كه قوّه تقدم بر فعليت دارد. و نيز بدان معنا نيست كه آنها چون معتقد به تقدّم قوّه بر فعليّت بودهاند، ملتزم به چنين سخنانى شدهاند.
برخى ديگر گفتهاند: در آغاز يك ظلمت قديمى بود. كه از آن به «هاويه» تعبير مىكنند، يا چيزى نامتناهى كه در ازل ساكن و آرام بود. آنگاه، در اين ظلمتِ ساكن نامتناهى حركتى پديد آمد. سبب آن گرديد كه فعليتهايى در اين ظلمت بوجود آيد و اشياء مختلف و گوناگون با كمالات و اشكال متعدّد بوجود آيد. و يا آنگونه كه از «انكساغورس»[١] نقل شده عالم در قديم، مخلوطى از عناصر و در آغاز ساكن بود سپس حركتى در آن پديد آمده؛ شبيه آنچه ماديين امروز مىگويند كه عالم يك توده مادّى بوده و انفجارى كه در آن رخ داده منشأ حركت و پيدايش پديدههاى كيهانى و سپس ساير پديدهها گرديده است.
مصنف مىافزايد: سخنانى كه اين دسته گفتهاند، از آن رو بوده كه به عقيده آنها همواره قوّه قبل از فعل است، و منشأ اين عقيده آن بوده كه مشاهده مىكردند كه به طور مثال دانه قبل از گياه است، يا تخم قبل از حيوان است. نخست بايد تخمى باشد تا جوجه از آن بيرون آيد. چنانكه بايد بذرى بيفشانند تا گياهى برويد. اينها قوّههايى هستند كه قبل از فعل، وجود دارند. اشياء ديگر را هم بر آنها قياس كردند و نتيجه را تعميم دادند و گفتند همواره
[١] «انكساغورس» يكى از هفت فيلسوفِ معروف قديم يونان بوده است.