شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٦١ - اختلاف محقَّق و غير محقَّق در اضافه
وَ مِنَ الْمُخْتَلِفِ ما اِخْتِلافُهُ مَحْدُودٌ وَ مُحَقَّقٌ كَالنِّصْفِ وَ الضِّعْفِ، وَ مِنْهُ ما هُوَ غَيْرُ مُحَقَّق[١] اِلاّ اَنَّهُ مَبْنِىٌّ عَلى مُحَقَّق كَالْكَثيرِ الاَْضْعافِ، وَ الْكُلِّ وَ الْجُزْءِ، وَ مِنْهُ ما لَيْسَ بِمُحَقَّق بِوَجْه مِثْلِ الزّائِدِ وَ النّاقِصِ، وَ الْبَعْضِ وَالْجُمْلَةِ. وَ كَذلِكَ اِذا وَقَعَ مُضافٌ في مُضاف كَالاَْزْيَدِ وَالاَْنْقَصِ فَاِنَّ الاَْزْيَدَ اِنَّما هُوَ زائِدٌ بِالْقِياسِ اِلى زائِد اَيْضاً مَقيس اِلى ناقِص.
اختلاف محقَّق و غير محقَّق در اضافه
تقسيمى ديگر براى اضافه: تقسيم ديگر، آن است كه در جايى كه طرفين اضافه با يكديگر اختلاف دارند، اين اختلاف از سه حال خارج نيست:
الف ـ گاهى در دو طرفِ آن، مشخص است؛ مانند: «ضِعف و نصف». هرگاه مفهوم نصف را تصور كنيم، معنايش آن است كه يك مقدار مشخصى از اصلِ شىء كمتر است. مفهوم ضِعف نيز چنين است. وقتى مىگوييم چيزى دو برابر است. معنايش آن است كه به اندازه اصل شىء به آن افزوده مىشود. اينجا در هر دو طرف اضافه، يك امر مشخص و محدود و معينى وجود دارد.
ب ـ و گاهى در دو طرفِ آن، اختلافِ مذكور، مشخص نيست. يعنى دو مفهوم متضايف هستند و اختلافشان هيچگونه حدّ و حصرى ندارد. مانند: مفهوم «زياده و نقص»؛ زياد بودن و كم بودن، تعيّنى ندارد و مبهم است. چه اندازه زياد باشد معلوم نيست. از كوچكترين مقدار تا بىنهايت كه افزوده شود، مفهوم اضافه در موردش صدق مىكند. مفهومِ نقص نيز اينگونه است. چنانكه گفته مىشود مقدار چيزى كم است؛ امّا، چقدر كم است معلوم نيست. از كوچكترين مقدار تا بىنهايت كه كاسته مىشود، مفهوم كاستى و نقصان در موردش صدق مىكند.
[١] معناى «محقَّق» در اينجا غير از معنايى است كه در اوّل فصل بيان شد. «محقَّق» در اينجا به معناى «مشخص» بودن و معيّن بودن است.