شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٦٠ - دو نوع عروض اضافه
در عبارتِ «اَوْ للكم» در متن، كم به عنوان يكى از اعراض، ذكر شده و اضافه اختصاص به آن ندارد زيرا مصنف خواهد افزود كه اضافه بصورت اوّلى عارض كيفيت نيز مىشود.
تقسيم دوّم اضافه: يكى ديگر از تقسيماتى كه براى اضافه مىشود اين است كه اضافه، گاهى "متشابه الطرفين" است؛ مانند "اخوت" و "اخوت". اين برادر كسى است كه او هم برادر اين است. اين، همان نسبتى را با او دارد كه او با اين دارد. و گاهى «مختلف الطرفين» است. مانند "ابوّت" و "بنوّت". اين، پدر كسى است كه او فرزند اين است.
مصنف با اشاره به تقسيم اضافه در يك دستهبندى اوّلى، به دو قسم: مختلف الطرفين و متفق الطرفين، براى هر يك مثالهايى مىآورد. از جمله براى مختلف الطرفين مثالِ "ضِعف" و "نصف" را بيان مىكند. نصف در مقابلِ ضِعف، گفته مىشود. يك شىء را وقتى به دو بخش مساوى تقسيم مىكند واژه "نصف" را براى آنها بكار مىبرند. امّا، وقتى شىء را دو برابر مىكنند، واژه "ضِعف" را براى آن بكار مىبرند. به ديگر سخن، هر يك از دو بخش «نصف كل» است، و كل «ضِعف» هر يك از آنهاست. بنابراين، دو طرف اضافه در اين مثال با هم فرق دارد. زيرا، يكى نصف كردن است كه كاهش مىيابد. و ديگرى ضِعف كردن است كه افزايش مىيابد.
و مثال براى متفق الطرفين، مانند: مساوى و مساوى؛ چه اينكه مساوات، مفهومى است كه در هر دو طرف اضافه متشابها و مساوياً ذكر مىشود. و مانند: موازى با موازى؛ اين خط، موازى با آن خط است. همچنين مانند: مطابق با مطابق؛ چنانكه گفته مىشود اين سطح، مطابقِ آن سطح است. و مانند: مماس با مماس؛ چنانكه گفته مىشود اين خطّ مماس با آن خط است. يا اين خط مماس با آن نقطه است. يا اين نقطه با آن نقطه مماس است. هر دو طرف، متصف به مماس مىشوند.