شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٥٢ - اعتبارات گوناگون در اطلاق لفظ « تام» و « جميع» و « كلّ»
در مورد واجب تعالى چنين است يعنى با اينكه هيچگونه كثرتى در آن راه ندارد، معذلك تامّ را بر آن اطلاق مىكنيم. همچنين عقول مجرّده كه كثرتى ندارند، يعنى نه اجزاء بالقوّه دارند و نه اجزاء بالفعل ولى تامّ در مورد آنها اطلاق مىشود. پس، براى اطلاق لفظ «تام» لزومى ندارد كه اجزائى در نظر گرفته شود و يا كثرتى لحاظ گردد. امّا، آنجا كه كثرتى در كار باشد، هم «تام» و هم «جميع» و هم «كل» اطلاق مىشود. ولى اطلاق آنها بر اساسِ اعتبارات گوناگون خواهد بود.
اعتبارات گوناگون در اطلاق لفظ «تام» و «جميع» و «كلّ»
اعتبارى كه در اطلاق لفظ «تام» لحاظ مىگردد آن است كه چيزى از كمالِ شىء، بيرون نماند، گويى اعتبار سلبى را در مورد لفظ «تام» لحاظ مىكنند. «تام» است؛ يعنى هيچ چيز از كمالات شىء، بيرون از آن نيست.
امّا، آنجا كه شىء داراى اجزاء باشد و همه اجزاء آن موجود باشد به اين اعتبار لفظ «كل» اطلاق مىشود. پس، اعتبارى كه در اطلاق لفظ «كل» لحاظ مىگردد يا كثرت بالقوه اجزاء آن مىباشد، مانند كم متصل، و يا كثرت بالفعل آن مانند كم منفصل.
امّا، «تمام» علاوه بر اينكه در مورد واحد كامل به كار مىرود در اشياء داراى مقادير، مانند كميّتهاى متصل و در اشياء داراى اعداد يعنى كميّتهاى منفصل هم بكار مىرود. و در اين صورت با «كل» و «جميع»، همعنان مىشود. منتهى «تام» از آن رو اطلاق مىگردد كه چيزى از كمالاتِ آن خارج نيست. امّا، «كل» از آن رو اطلاق مىگردد كه همه اجزاء بالقوه يا بالفعل آن حاصل است.
ثُمَّ قَدْ اخْتُلِفَ في لَفْظَيِ الْكُلِّ وَالْجَميعِ عَلى اعْتِبارَيْهِما، فَتارَةً يَقُولُونَ: اِنَّ الْكُلَّ يُقالُ لِلْمُتَّصِلِ وَالْمُنْفَصِلِ، وَالْجَميعِ لا يُقالُ اِلاّ لِلْمُنْفَصِلِ، وَتارَةً يَقُولُونَ: اِنَّ