شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٠٦ - نگاهى دوباره به رابطه جنس و فصل
امّا، همه سخن در اين است كه مفهوم جنس و فصل، مفهوم «لا بشرطى» است. و رابطه بين جنس و فصل رابطه ابهام و تعيّن است؛ نه رابطه دو مفهوم متباين. جناب شيخ، اين مطلب را با بيان مثالهايى تقرير كرده است كه بهترين مثالشان، مثال آخر است. مىگويد: شما وقتى مقدار را در نظر بگيريد مىگوئيد مقدار گاهى يك بُعد دارد و گاهى دو بُعد و گاهى «ذوابعاد ثلاثه» است. چنين نيست كه مفهوم خط با مفهوم مقدار دو مفهوم متباين باشد. همان مفهوم مقدار است كه نخست به صورت ابهامى تصوّر مىشود و از اين رو، قابل آن است كه يك بُعدى تصوّر شود يا دو بعدى و يا سه بعدى.
بنابراين، مقدار يك بُعدى چيزى بيش از خود مقدار نيست، بلكه تعيّنِ همان مقدار است. (اين بهترين مثالى است كه مطلب را توضيح مىدهد).
مصنف، در پايان اين فراز از سخن خود مىگويد: ما اتحاد بين جنس و فصل را بايد از ساير اتحادها جدا كنيم. ايشان براى توضيح اين مطلب سه قسم ديگر از اتحاد را هم بيان كرده است كه آنها ربطى به اتحاد جنس و فصل ندارند. اتحاد جنس و فصل، اتحاد دو مفهومى است كه اختلافشان فقط به تعيّن و ابهام است و هيچ اختلاف ديگرى بين آن دو مفهوم، و جود ندارد.
اتحادى كه بين جنس و فصل است به معناى خاصّى است؛ خواه محدودى كه در خارج است مركّب باشد و خواه بسيط باشد. اگر بسيط باشد، در اين صورت روشن است كه بسيط در خارج دو جزء ندارد تا گفته شود جنس آن بيانگر يك جزء است و فصلِ آن از جزء ديگرش حكايتمىكند. اگر مركّب هم باشد باز حيثيّتِ تركيب از مادّه و صورت، با حيثيّت تركيب «حد» از جنس و فصل، متفاوت است. آن تركيب، از دو مفهوم و ماهيّت تامّ و «بشرط لا» است، در حالى كه تركيب «حد»، تركيب دو ماهيّت «لا بشرط» است.
آنگاه، مصنف دقت بيشترى در رابطه با «حد» و جنس و فصل انجام مىدهد. به اين صورت كه وقتى مىگوئيم: جنس و فصل دو ماهيتِ «لا