شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٤١ - توضيح برهان دوّم در قالب عبارت متن
ترسيم مىشود، مىتوان پس از آن يك قوس نود درجه ديگر را بدان افزود، و بدينسان نيم دايره درست كرد. آنگاه با افزودن يك نيم دايره ديگر كه همانند نيمدايره پيشين باشد يك دايره كامل رسم مىشود. بنابراين، خط دايرهاى يعنى قوسى كه بتواند بخشى از يك دايره قرار گيرد و با تتميم آن، دايره كامل تشكيل گردد، لاجَرَم وجود خواهد داشت؛ زيرا، مىتوان جسمى را بر روى جسم ديگر به گونهاى حركت داد كه كاملا بر آن منطبق گردد. در اين حركت، چارهاى نيست، جز آنكه يك قوس رسم شود. به هر شكل ديگرى آن را حركت دهيد، منطبق بر آن نمىشود.
به طور مثال كتابى كه به طور عمودى و ايستاده بر روى ميز قرار گرفته است، اگر آنرا به طرف بالا يا پائين، يا چپ و يا راست، حركت دهيد بر ميز منطبق نمىشود. امّا، اگر آن را به طرف ميز مايل كنيد و به اندازهاى به طرف پائين بياوريد كه بر روى آن قرار گيرد يا در محاذات آن (سطح ميز) واقع شود، در اين صورت، منطبق بر ميز خواهد بود. امّا، براى اين كار بايد يك طرف كتاب را ثابت نگهداريد، طرف ديگرش را به سمتِ پائين بياوريد كه در اين صورت يك خط منحنى رسم مىشود. بنابراين، حالتِ ايستاده و عمودىِ كتاب، جز با رسم منحنى به حالت افقى تبديل و تغيير نخواهد يافت.
پس، همين دليل آن است كه خط منحنى، صحيح است و دايره نيز مىتواند وجود داشته باشد.
توضيح برهان دوّم در قالب عبارت متن
«و ايضاً يمكننا...»
مقايسه دو سطح يا دو خط با هم: شما مىتوانيد سطحى را در نظر بگيريد كه مىخواهيد آن را بر سطح ديگرى منطبق سازيد؛ يا خطى را در نظر آوريد كه