شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٢٩ - درباره حدّ
حُدُوداً عَلى جِهَة أُخْرى. وَلَيْسَ يَنْبَغى أَنْ نَقْتَصِرَ مِنَ الْحَدِّ عَلى أَنْ يَكُونَ شَرْحَ الاِْسْمِ، فَنَجْعَلَ أَمْثالَ هذِهِ لِذاكَ حُدُوداً حَقيقَيَّةً، لاَِنَّ الْحَدَّ هُوَ ما يَدُلّ عَلَى الْماهِيَّةِ، وَقَدْ عَرَفْتَه. وَلَوْ كانَ كُلّ قَوْل يُمْكِنُ أَنْ يُفْرَضَ بِإِزائِهِ اِسْمٌ حدّاً لَكانَ جَميعُ كُتُبِ الْجاحِظِ حُدُوداً. فَإِذا كان[١] الاَْمْرُ عَلى هذا، فَبَيِّنٌ أَنَّ هذِهِ الْمُرَكَّباتِ حدُوُدُها حُدُودٌ عَلى جِهَة اُخْرى.
فصل هشتم
درباره حد
مباحث اين مقاله چنانكه ملاحظه مىشود درباره ماهيّت است. در اين فصل، جناب شيخ توضيحى درباره «حد» مىدهد؛ و به اين مطلب مىپردازد كه اطلاق حدّ در موارد گوناگون، فرق مىكند:
الف) گاهى، ماهيّت شىء كه به وسيله «حد» بيان مىشود عين هويّت خارجى و حقيقىِ آن است. يعنى «حد» با «محدود» مساوى است.
ب) گاهى ماهيّت شىء كه به وسيله «حد» بيان مىشود دقيقاً مساوى با «محدود» خارجى نيست. در «حد»، مفهومى اخذ مىشود كه زائد بر ذاتِ محدود است. بنابراين، اطلاق حدّ و ماهيّت و امثال اينها در همه موارد يكسان نيست. يك نحو تشكيك بين موارد اطلاقِ «حد» و «ماهيت» پيدا مىشود.
از جمله اينكه در برخى موارد «حد» زائد بر «محدود» است. چنانكه منطقدانان در اين مورد، فصلى را با عنوان «زيادة الحدّ على المحدود» منعقد كردهاند.
جناب مصنف، موارد متعددى را اينجا ذكر مىكند و برخى از آنها را در
[١] در نسخه چاپ قاهره، مطلب فوق، جدا و مستقل از مطلب قبل آورده شده، در حالى كه بايد به دنبال مطالب پيشين آورده شود. چنانكه ما در متن، اِعمال كرديم.