شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٣٥ - توضيح عبارت
حال، اگر اصول موضوعه اين مطلب اثبات شود كه ميان ضلع و قطر، مشاركت وجود ندارد؛ در اين صورت، «جزء لايتجزّى» هم ابطال مىشود.
وَ اَمّا اِثْباتُ الدّائِرَةِ عَلى اَصْلِ الْمَذْهَبِ الْحَقِّ فَيَجِبُ اَنْ نَتَكَلَّمَ فيهِ، وَ اَمَّا الاِْسْتِقامَةُ وَ وُجُوبُ مُحاذاة بَيْنَ طَرَفَيْ خَط اَذا لَزِمَهُ الْمُتَحَرِّكُ لَمْ يَكُنْ حايِداً، وَ اِنْ فارَقَه كانَ حائداً عادِلا، فَذلِكَ اَمْرٌ لا يُمْكِنْ دَفْعُهُ.
مطالب صحيح در استدلال جدلى
اما اثبات الدائره: گرچه ما بايد دائره را بر اساس مذهب حق كه همان قول به جزء قابل تجزّى است اثبات كنيم. لكن برخى مطالب كه تاكنون در استدلال جدلى بيان كرديم، آنها نيز قابل دفع نيستند، آنها مطالب صحيحى مىباشند. امّا، استقامت كه در بحث جدلى بر آن تكيه كرديم، همچنين وجوب محاذات بيندو طرف يك خط [يعنى خطى كه بين دو نقطه (مركز و محيط دايره) رسم شده، و خط ديگرى كه محاذى آن قرار مىدهيم. اين دو خط محاذى يكديگرند؛ اما، اگر يكى از آنها در يك طرف خود حركت كند و در طرف ديگرش ثابت بماند، از محاذات بيرون رفته به صورت خطِ مايل در مىآيد.] اين مطالب، قطعى بوده و قابل انكار نيست.
توضيح عبارت
ضمير «لزمه» به «الخط» بر مىگردد و منظور از «المتحرك» «خطٌّ آخر» است. يعنى خطّ ديگرى كه متحرك است اگر ملازم با خط نخست باشد؛ اين محاذات همواره محفوظ خواهد بود. و معناى «و لم يكن حايدا» اين است كه: ديگر ميل نمىكند از محاذات. «و ان فارقه كان حايداً عادلا» يعنى اگر اين خطّ متحرك در يك طرفِ خود، از خط نخستين مفارقت كرد؛ خطى مايل مىشود. «فذلك امرٌ لا يمكن دفعه» يعنى اينها مطالب صحيحى است كه