شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٧ - جايگاه اين بخش از مباحث
الف، يا جسمانىاند؛ ب، يا غير جسمانىاند.
به نظر صدر المتألهين جمله «و امّا اِنْ جَعَلَ جاعِلٌ الْبياضَ شَيْئاً» عطف بر سخن نخستين شيخ است كه گفته: «وان كانت هذه جواهر غير جسمانية...» يعنى تاكنون آنچه بحث كرديم روى فرضِ «غير جسمانيت» بوده؛ امّا، اكنون مىخواهيم در مقابل آن، فرض ديگرى را مطرح كنيم.
ولى به نظر مىرسد كه مراد شيخ اين نباشد كه هرچه تاكنون گفتهايم روى فرضِ «غير جسمانيّت» بوده، و اكنون مىخواهيم نقطه مقابل آن را بيان كنيم. زيرا فرضِ «غير جسمانيّت» فرضى بود كه در اواخر سخنان پيشين وى مطرح گرديد. كه طىّ آن جوهر مذكور به يك امر روحانى و جوهر عقلانى تبديل مىشد. آن هم به عنوان اينكه جوهر عقلانى از امر جسمانى تبديل شده باشد، نه اينكه مقصود مصنّف آن باشد كه هرچه تاكنون بحث كردهايم درباره بياض غير جسمانى بوده، و اكنون مىخواهيم درباره بياض جسمانى سخن بگوييم.
حقيقت آن است كه اين فرضها، به طور دقيق، تنظيم منطقى نشده؛ و تشقيق كافى پيرامون آنها صورت نگرفته است تا بتوان فرضها را در مقابل هم نهاد و به برهان، نظم دقيق منطقى بخشيد. صدرالمتألهين، خود، برهان مذكور را به چند صورت تقرير كرده، و بهمنيار در «التحصيل» سخن شيخ را خلاصه كرده و برهان را به صورت شقوقى تنظيم كرده كه درست در مقابل هم قرار گيرند؛ مع الوصف، شقوق اين برهان، نظم دقيقى پيدا نكرده است.
به هر حال، چنين به نظر مىرسد كه مطالب اين بخش، متمّم فرض قبلى است. يعنى اگر چنان است كه هر گاه بياض از محلّ خودش خارج شود، موجود «لا فى موضوع» بوده قائم به ذات خود باشد؛ لازمهاش اين است كه هيئتى باشد در امر داراى مقدار و وضع، يعنى به جسمى تبديل گردد كه بياضْ حالتى از آن باشد.