شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٣٨ - دو اعتبار براى صورت هاى عقلى
استقلالى بدان نگريسته مىشود، نه تنها كلّى نيست؛ بلكه يك امرِ جزئى[١] و شخصى است.
دو اعتبار براى صورتهاى عقلى
صورتهاى عقلانى كه در ذهن موجود مىشوند دو اعتبار دارند:
الفـ به يك اعتبار، امرى شخصى هستند؛
بـ به اعتبار ديگر، امرى كلّى مىباشند.
حال، اين سؤال مطرح مىشود كه مگر ممكن است يك چيز هم جزئى باشد و هم كلّى؟! آيا اين اجتماع نقيضين يا در قوّه اجتماع نقيضين نيست؟
مصنف در پاسخ مىگويد: اجتماع نقيضين لازم نمىآيد. زيرا حساب هر يك به حسب اعتبار با ديگرى فرق مىكند. چيزهاى فراوانى وجود دارد كه به حسب اعتباراتِ مختلف به اوصاف مختلفْ متّصف مىشوند. به طور مثال: مفهوم «حيوان» به يك اعتبار نوع است و به اعتبار ديگر جنس است. به يك اعتبار كلّى است و به اعتبار ديگر جزئى است. (جزئى اضافى است). از يك نظر وقتى با مفهوم جنس سنجيده مىشود، گفته مىشود از جزئيات جنس است؛ علىرغم اينكه خودش يك مفهوم كلّى است. همين حيوان به اعتبار ديگرى، نوع اضافى است؛ چنانكه با اعتبار ديگر مىتواند جنس باشد. زيرا، حيوان امرى مشترك ميان انواعِ متعدد است.
بنابراين، يك مفهوم مىتواند با اعتباراتِ گوناگون، اوصاف مختلفى داشته باشد. از اينرو، مىتوان صورت ذهنى را از آن جهت كه امرى موجود در ذهن است، كلّى ندانست؛ امّا، از آن جهت كه از اشياء متعدد حكايت مىكند و قابل انطباق بر اشياء متعدد است كلّى دانست.
[١] جزئى كه در اينجا استعمال مىشود به معناى شخصى است. نه به معناى مفهوم ممتنع الصدق بر افراد متعدّد.