شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٤٧ - « ما يقال فى جواب ما هو» و « ما به الشىء هو هو»
وجود دارد. به ديگر سخن مىخواهيم بيان كنيم كه هويت خارجى، مشتمل بر چه امورى است و قوامش به چه چيزهايى است؟و گاهى ممكن است در جواب، مفاهيمى آورده شود كه اصلا مفاهيم ماهوى نيست و از هيچ مقولهاى به حساب نمىآيد. چنانكه وقتى از وجودِ خارجى چيزى سؤال مىكنند نمىتوان براى آن حدّ به معناى «ما يقال فى جواب ما هو» آورد.
شايان ذكر است كه حكما بحثى را در الهيّات مطرح كردهاند مبنى بر اينكه ذات واجب تبارك و تعالى، ماهيّت به معناى «ما يقال فى جواب ما هو» ندارد. اما، ماهيّت به معناى «ما به الشىء هو هو» دارد و مىتوان گفت: «ماهيّته انيّته» يعنى «ما به الشىء هو هو» در مورد واجب تعالى، وجود محض است. و اين تعبير كه مىگوييم واجب تبارك و تعالى، وجود محض است؛ يا «ماهيّته انيّته» بدين معنا است كه «ليس له ماهية زائدة على انيّته». اين تعبيرات، بيانگر مفاهيم ماهوى نيست؛ ولى دلالت بر «ما به الشىء هو هو» دارد.
در مورد شخص هم از آن رو كه داراى ماهيّت نوعيه به اضافه اعراض شخصى است؛ مىتوان گفت كه شخص زيد، انسانى است داراى اين صفات: مثلا مرد است فرزند فلان است، چند سال دارد و...؛ يعنى ويژگىهايى برايش بيان كنيم كه گوياى مشخصات آن باشد. معالوصف، آنچه مىگوييم «ما يقال فى جواب ما هو» نخواهد بود.
بنابراين، بر فرد هم مىتوان اطلاق ماهيّت نمود؛ اما، به معنايى غير از معنايى كه در طبايع كلّيه از قبيل جنس و نوع، اطلاق مىشود. اطلاقِ ماهيّت در فرد، به معناى «ما به الشىء هو هو» است. نه به معناى «ما يقال فى جواب ما هو».
ماهيّتِ فرد (مانند شخص زيد) به معناى «ما يقال فى جواب ما هو» همان «طبيعة الانسان» است. زيرا، اگر درباره «زيد» با «ما هو» پرسيده شود؛ بايد در