شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٢٤ - معيّت زمانى علّت تامه با معلول
اينجا دو حيثيّت است كه بايد از يكديگر تفكيك شوند. نبايد تصوّر كرد كه وقتى گفته مىشود علّت بر معلول تقدّم دارد، بايد از جهت زمانى تقدم داشته باشد، خير! نه تنها لزومى ندارد كه علّت، زماناً تقدّم داشته باشد بلكه با نظر دقيق اساساً تقدم زمانى آن، امكان ندارد. تقدم علّت در صورتى است كه وصفِ عليّت داشته باشد يعنى عليّتِ آن، تامّ باشد. و در صورتى متصف به چنين وصفى مىشود كه در همان وقت، معلولش هم با آن موجود باشد. پس تقدم زمانىِ علّت نسبت به معلول، ممكن نيست.
معيّت زمانى علّت تامه با معلول
عليرغم اينكه معلول به حسب حصول وجود، متأخّر از علّت است، در عين حال، يك نوع معيّت هم با آن دارد. اگر مادّى باشند معيّت زمانى، و اگر مجرّد باشند معيّت دهرى خواهند داشت.
اين نوع معيّتها، با تقدم علّت بر معلول به لحاظ حصول وجود، منافات ندارد. البته، از ديدگاه مصنف، علّت و معلول در اصل حصول وجود با يكديگر معيّت ندارند. زيرا، حصول اوّلا از آنِ علّت است؛ و ثانياً از آنِ معلول. طبق مثال پيشين: تحرّكت اليد ثمَّ تحرّك المفتاح، اوّل دست حركت مىكند آنگاه كليد در دست به حركت در مىآيد. و اين، از آن رو است كه وجود علّت از وجود معلول، ناشى نشده است. بنابراين، حصولِ وجودى علّت، تراويده حصول وجودى معلول نيست. امّا، حصول وجودى معلول، به گونهاى است كه از حصول وجودى علّت ناشى مىشود. و چون چنين تفاوتى در اينجا بين آندو وجود دارد كه يكى وجودش از ديگرى ناشى مىشود نه بر عكس، در نتيجه، علّت از نظر حصول وجودْ مقدم بر معلول است.
وَلِقائِل اَنْ يَقُوْلَ: اِنَّهُ اِذا كانَ كُلُّ واحِد مِنْهُما اِذا وُجِدَ وُجِدَ الاْخَرُ، وَاِذا اِرْتَفَعَ