شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٣٨ - وجوه محتمل در قضيّه « اذا ارتفع احدهما ارتفع الآخر»
به نظر مصنف، همان وجوهى كه درباره وجود علّت و معلول مطرح شد، درباره ارتفاع آندو نيز مطرح مىشود. بر اين اساس، مىتوان همه آن وجوه چهارگانه را در اينجا فرض كرد. يعنى چنين گفت:
١ـ هرگاه يكى از آندو در خارج مرتفع شود ديگرى هم در خارج مرتفع مىشود.
٢ـ هرگاه يكى از آندو در عقل مرتفع شود، ديگرى در عقل مرتفع مىشود.
٣ـ لحاظ قضيه به نحو قضيه شرطيه حقيقيه لزوميه
٤ـ لحاظ قضيه به نحو قضيه شرطيه اتفاقيه (صرف مقارنت)
به هر حال همه آن وجوهى كه آنجا درباره وجود «احدهما» گفتيم، اينجا درباره ارتفاع «احدهما» مطرح مىشود. بنابراين، هرگاه علّت را مرتفع سازيم، معلول هم حقيقتاً مرتفع مىشود. امّا، اگر معلول را مرتفع سازيم، علّت مرتفع نخواهد شد. زيرا، ممكن است ذاتِ علّت باقى باشد. و اين، كاشف از آن است كه يكى از شرائط تحقق معلول از بين رفته، و مانعى براى پديد آمدنش پيدا شده است. چنين نيست كه مرتفع بودن علّت از ناحيه رفع معلول باشد. هرگز ارتفاعِ علّت، معلولِ ارتفاعِ معلول، نيست. بلكه بايد علّت در مرتبهاى پيشين مرتفع شده باشد تا معلولْ مرتفع شود. به عبارت ديگر: تا علّت تامّه هرچند به بعض اجزائش از بين نرود، معلول مرتفع نمىشود.
علّت در مرتبه متقدّم، مرتفع شده بود كه در اثر آن، اينك معلولْ مرتفع شده است. بنابراين، ميان ارتفاع معلول و ارتفاع علّت، ملازمه است. از اين رو، اگر فرض كنيم كه معلول مرتفع شده است، اين فرض به منزله آن است كه هرچه لازمه فرض آن بوده، موجود است. چنانكه يكى از لوازم رفعِ معلول يا شرط رفع معلول، ارتفاع شرط يا سبب وجود آن مىباشد. پس نخست بايد فرض كنيم كه آن شرط يا سبب ممكنالارتفاع بوده و به واسطه اينكه مرتفع شده معلولش هم مرتفع شده است. معلول ممكن الارتفاع بود همانگونه كه