شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٨٠ - ب نظريه كسانى كه براى اضافه، وجود حقيقى قائل نيستند
واقعى است كه در خارج تحقق دارد. و اشياء خارجى، حقيقتاً به آنها متصف مىشوند.
ب. نظريه كسانى كه براى اضافه، وجود حقيقى قائل نيستند
كسانى كه براى اضافه، وجود حقيقى قائل نيستند، ادلّهاى براى اثبات نظر خود دارند كه مصنف به دو دليلِ آنها در اينجا اشاره مىكند.
دليل نخست: وقتى شما اضافهاى را در نظر مىگيريد كه عارض يك شىء مىشود؛ به طور مثال اضافه «ابوّت» كه عارض زيد مىشود، اين «ابوّت» رابطهاى با «بنوّت» دارد كه بر اساس آن، ايندو با هم مقايسه مىشوند و اضافه «ابوت» و «بنوّت» را مىسازند. آنگاه مىگوييد «ابوّت»، رابطهاى با موضوع خودش دارد؛ «ابوّت»، صفت و اضافهاى است كه عارض زيد مىشود؛ و اين يك رابطه ديگرى است غير از رابطهاى كه ميان «ابوّت» و «بنوّت» به شكل متضايفين برقرار است.
در اينجا «ابوّت» نسبت به بنوّت لحاظ مىشود؛ خودِ ابوّت كه عارض زيد مىشود، رابطهاى ميان آن دو (ابوّت و زيد) برقرار مىگردد؛ و آن رابطه اين است كه يكى عارض و ديگرى معروض واقع مىشود! عارض و معروض نيز، يك اضافه به شمار مىآيد. وقتى شما عنوان «عارض» را تصوّر مىكنيد و آن را به «ابوّت» نسبت مىدهيد چنانكه مىگوييد «ابوّت» عارضِ زيد است. خود عنوانِ «عارض» هم عارضِ اين عنوان خواهد بود. و هرچه اين روند را ادامه دهيد اضافات ديگرى پديد مىآيد. بنابراين، معلوم مىشود كه پيدايش اين اضافات، تابعِ اعتباراتِ ذهن است. تا بىنهايت هم اينگونه اعتبارات را ادامه دهيد آخرين مفهومى را كه تصوّر كنيد و اضافهاى را بين دو شىء در نظر بگيريد، مىتوانيد صفت ديگرى را نيز براى آن در نظر بگيريد و آن را با معروضِ خودش مقايسه كنيد. يعنى محمول را با موضوع خودش