شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٣٤ - توضيح عبارت متن درباره « حدّ»
گرفته مىشود، تطابق كامل بين حدّ و محدودْ وجود ندارد. بنابراين، اطلاق حدّ يا اطلاق ماهيّت در مورد جواهر بسيط، اولويت و تقدم دارد بر غير آنها.
لازم به ذكر است كه مصنف در اين بيان خود كه مىگويد: «كانت متعلّقه بالجوهر او بالصورة الجوهرية» تفصيل مىدهد و مىگويد: «امّا الصورة الطبيعية... » همانگونه كه پيش از اين دانستيد صورت طبيعيه يعنى صورتى كه منطبع در اجسام و حالّ در ماده است، وجودش تعلّق به مادّه دارد، يعنى محلّى كه اين صورت، در آن حلول مىكند. و چنين صورتى مستقل از مادّه، وجود ندارد بلكه بايد منطبع در مادّه باشد. بنابراين بايد اين ويژگى در تعريف اخذ شود.
همچنين اين مطلب را هم در گذشته دانستيد كه مقادير و اشكال كه كميّتها و كيفيتهاى متعلّق به كميّتها هستند، اعراضاند؛ و وجودشان وجود ارتباطى است و حالّ در موضوع مىباشند. بنابراين، بايد در تعريف آنها نيز موضوع را كه جوهر است اخذ كرد.
پس، اين اشياء هم بدون ذكر جوهر تعريف نمىشوند، يعنى در حدّشان بايد مفهوم جوهر را اخذ كرد.
جمله «فيعرض من ذلك ان تكون». عبارتِ مبهمى است. در بعضى از نسخهها كلمه «ان تكون» وجود ندارد. در نسخههايى هم كه واژه مذكور، موجود است؛ محشيّن در تفسير آن، بيانات مختلفى را مطرح كردهاند. محورهاى اختلاف، در چند مورد، خلاصه مىشود: الف) معناى «فيعرض من ذلك ان تكون» چيست؟ ب) اسم و خبر «ان تكون» چيست؟ ج) آيا «تكون» در عبارت فوق، «كان تامّه» است يا «كان ناقصه»؟
با توجه به پرسشهاى ياد شده، معلوم مىشود كه عبارت فوق، عبارت مجملى است! برخى از محشيّن گفتهاند: مقصود از «ان تكون» درعبارت فوق، يعنى «ان تكون زيادةٌ فى الحدّ على المحدود». ولى در