شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٣٢ - بحث دوّم
جنس نسبت مىدهيم، همان جنسى كه با اين فصلْ تنوع پيدا كرده است. طبعاً عروض چنين لازمى براى انواع جنس هم لازم خواهد بود يعنى همه انواع جسم از نبات و حيوان و... هم لزوماً «مكاندار» خواهند بود. اما اگر چيزى عرض لازم براى اجناس و فصول متأخر بود ضرورتى ندارد كه عرض لازم براى جنس آنها باشد بلكه نسبت به جنس عالى جنبه جواز و امكان را خواهد داشت و عرض لازم آن نخواهد بود، وگرنه لازمهاش اينست كه داراى دو عرض متناقض باشد زيرا لازمه يك نوع ممكن است با لازمه نوع ديگرى متناقض باشد و اجتماع هر دو در جنسْ مستلزم تناقض خواهد بود.
به هر حال، آنچه گفته شد بحثى بود درباره مفاهيمى كه وارد جنس مىشود و وارد نوعيتش نمىشود. يعنى بحث درباره عوارض و اقسامِ آن.
وَاَمّا الْبَحْثُ الثّاني فَلْنَفرُضْ مُشاراً اِلَيْهِ وَهُوَ مَجْمُوعٌ مُحَصَّلٌ مِنْ فُصُولِ الاَْجْسامِ وَاَعْراض كَثيرَة. فَاِذا قُلْنا لَهُ جِسْمٌ، فَلَسْنا نَعْني بِذلِكَ مُجَرَّدَ مَجْمُوعِ الصُّورَةِ الْجِسْمِيَّةِ مَعَ الْمادَّةِ الَّتي هذِهِ الاَْشْياءِ كُلُّها عارِضَةٌ لَها خارِجَةٌ، بَلْ نَعْني شَيْئاً لا في مَوْضوُع لَهُ طُولٌ وَعَرْضٌ وَعُمْقٌ سَواءٌ كانَ هذَا الْحَمْلُ عَلَيْهِ اَوَّلياً اَوْ غَيْرَ اَوَّلى. فَتَكُونُ هذِه الْجُمْلَة[١] مِنْ حَيْثُ هِىَ جُمْلَةٌ مُعَيَّنَةٌ يَقَعُ عَلَيْها حَمْلُ الْجِسْمِ بِهذا الْمَعْنى، وَلا يُحْمَلُ عَلَيْها الْجِسْمُ بِالْمَعنىَ الاْخَر الَّذي هُوَ مادَّتُه. فَاِذا قيلَ لَهُ جِسْمٌ، لَمْ يَكنْ ذلِكَ الْجِسْمُ اِلاّ هُوَ نَفْسُهُ، لا الْجُزْءُ مِنْهُ وَلا شَىْءٌ خارِجٌ عَنْهُ.
بحث دوّم:
بحث دوّم درباره اين است كه ماهيّت جنسى كه داراى مفهومى غير از مفهومِ ماهيّتِ فصلى است، اين دو مفهوم متباين چگونه ماهيت واحدى را مىسازند؟ توضيح اشكال آنست كه: علىرغم اينكه انسان از جنس و فصل
[١] «هذه الجملة» يعنى مجموعهاى كه از اجناس و فصول و اعراض تشكيل مىشود. و از مجموعه آنها به طور مثال «زيد» ساخته مىشود.