شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤١٥ - چشم انداز بحث در فصل دوّم
اَلْفَصْلُ الثّاني
في كَيْفِيَّةِ كَوْنِ الْكُلّيَّةِ لِلطَّبائِعِ الْكُلِّيَّةِ وَاِتْمامِ الْقَوْلِ فِى ذلِكَ،
وَفي الْفَرْقِ بَيْنَ الْكُلِّ وَالْجُزْءِ، وَالْكُلّىِّ وَالْجُزْئِى
فَقَدْ تَحَقَّقَتْ اِذَنْ اَنَّ الْكُلّىَّ مِنَ الْمَوْجُوداتِ ما هُوَ، وَهُوَ هذِهِ الطَّبيعَةُ عارِضاً لَها اَحَدُ الْمَعاني الَّتي سَمَّيْناها كُلِّيَّةً. وَذلِكَ الْمَعْنى لَيْسَ لَهُ وُجُودٌ مُفْرَدٌ فِى الاَْعْيانِ اَلْبَتَّةَ، فَاِنَّهُ لَيْسَ الْكُلِّىُّ بِما هُوَ كُلِّىُّ مَوْجُوداً مُفْرَداً بِنَفْسِهِ، اِنَّما يَتَشَكَّكُ مِنْ اَمْرِهِ اَنَّهُ هَلْ لَهُ وُجُودٌ عَلى اَنَّهُ عارِضٌ لِشَىْء مِنَ الاَشْياءِ، حَتّى يَكُونَ فِى الاَْعْيانِ مَثَلا شَىْءٌ هُوَ اِنْسانٌ وَهُوَ ذاتُهُ بَعَيْنِهِ مَوْجُود[١] لِزَيْد وَعَمْرو وَخالِد؟
فصل دوّم
چشم انداز بحث در فصل دوّم
چنانكه گذشت بحث در اين مقاله درباره ماهيّت و مباحث ماهوى است. يعنى بحث درباره جنس و فصل، و خصوصيات آندو؛ همچنين بحث درباره «حد» كه از مجموع جنس و فصل تشكيل مىشود؛ نيز درباره رابطه حدّ و محدود مىباشد.
[١] در اينجا دو نسخه وجود دارد، ظاهراً نسخهاى كه كلمه «موجود» را مرفوع آورده، بهتر است. با اين تركيب كه كلمه «ذاته» را بَدَل بگيريم و كلمه «بعينه» را هم تأكيد و «موجودٌ» را هم خبر! البته «موجودا» در حالت نصبى هم قابل توجيه است. به اين صورت كه «وهو ذاته بعينه» را مبتدا و خبر بگيريم و «موجودا» را حال. نسخه چاپ قاهره «موجودا» را در حالت نصبى آورده است.