شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٩٠ - قضاوت و داورى ميان فريقين
قضاوت و داورى ميان فريقين
براى قضاوت بين دو فريق و شبهاتى كه داشتند و حلّ شبهات آنها بايد از اينجا آغاز كنيم كه اساساً تعريف اضافه به طور مطلق صرفنظر از اضافههاى خاصّ چيست؟ مضاف كه در نگاه ما از مقولات بشمار مىرود چه تعريفى دارد؟
مضاف، آن چيزى است كه ماهيتش «بالقياس الى الغير» تعقل و حمل مىشود. بنابراين، اگر چيزى در خارج وجود داشته باشد كه ماهيتش اين وصف را داشته باشد كه تعقلِ آن ماهيّت، متوقف بر شىء ديگرى است، چنين شىء خارجى مضاف خواهد بود. بنابراين، يك قضيه شرطيه به اين شكل خواهيم داشت كه اگر چيزى در خارج، با چنين وصفى موجود باشد، از مقوله مضاف خواهد بود. لكن، آيا چيزى در خارج با چنين ويژگى وجود دارد يا نه؟
پاسخ اين سؤال، مثبت است. ما چيزهاى زيادى داريم كه وقتى ماهيّت آنها تعقّل مىشود بالنسبه به شىء ديگر و «بالقياس الى شىء آخر» تعقّل مىشوند. چنانكه ملاحظه مىشود اين يك قياس استثنائى است.
در نتيجه، حاصل اين قياس استثنايى آن است كه مضاف در خارج وجود دارد. يعنى امورى كه ماهيّت آنها وقتى تعقّل مىشود «بالقياس الى شىء آخر» تعقّل مىشود. امّا، اين ماهيّت در خارج وجود دارد و وجود خارجىاش بالقياس نيست. تنها تعقّل ماهيتش بالقياس است. بنابراين، ما اينجا اثبات كرديم كه اضافه فىالجمله در خارج هست. امّا، نكتهاى كه بايد در آن دقّت كنيم اين است كه شيئى كه ماهيتى بر آن صدق مىكند و آن ماهيّت «بالقياس الى الغير» تعقّل مىشود، اگر ماهيت ديگرى هم داشته باشد؛ بايد اين ماهيت از آن معناى بالقياس كه ماهيت اضافه بود تفكيك شود. بدينسان، از آنرو بر زيد عنوان «اَب» و عنوان «مضاف» صادق است كه با مفهوم «ابن»، همراه