شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٢٠ - تطبيق مطلب بر اصطلاحات باب
وَنَحْنُ نُسَمّي اِمْكانَ الْوُجُودِ قُوَّةَ الْوُجُودِ:وَنُسَمّي حامِلَ قُوَّةِ الْوُجُودِ الَّذي[١] فيه قُوَّةُ وُجُودِ الشَّىْءِ مَوْضُوعاً وَهَيُولى وَمادَّةً وَغَيْرَ ذلِكَ بِحَسَبِ اِعْتِبارات مُخْتَلِفَة، فَاِذَنْ كُلُّ حادِث فَقَدْ تَقَدَّمَتْهُ الْمادَّةُ.
فَنَقُولُ:[٢] اِنَّ هذِهِ الْفُصُول[٣] الَّتي اَوْرَدْناها تُوهِمُ اَنّ الْقُوَّةَ ـ على الاِطلاق ـ قَبْلَ الْفِعْلِ وَمُتَقَدِّمَةٌ عَلَيْه[٤] لا فِى الزَّمانِ وَحْدَهُ، وَهذا شَيْءٌ قَدْ مالَ اِلَيْهِ عامَّة[٥]مِنَ الْقُدَماءِ، فَبَعْضُهُمْ جَعَلَ لِلْهَيُولى وُجُوداً قَبْلَ الصُّورَةِ، وَ اَنّ الْفاعِلَ اَلْبَسَها الصّورةَ بَعْدَ ذلِكَ اِمّا اِبْتِداءً مِنْ نَفْسِهِ وَ اِمّا لِداع دَعاهُ اِلَيْهِ، كَما ظَنَّهُ بَعْضُ الشارِعين[٦] فيما لا يَعْنيهِ ولا لَهُ دَرَجَةُ الْخَوْضِ في مِثْلِه.
تطبيق مطلب بر اصطلاحات باب
تاكنون اين مطلب به اثبات رسيد كه «امكان الوجود»ى داريم كه عارض موضوعى مىشود. اكنون مطالب گذشته را بر اساس اصطلاحاتى كه در اين باب وجود دارد، تبيين مىكنيم. «امكان الوجود» همان «قوة الوجود» است. و قوّة الوجود، همان عَرَضى است كه موضوعى دارد. و آن موضوع به اعتبارات گوناگون با نامهاى مختلف ناميده مىشود. چنانكه گاهى به آن «موضوع» مىگوييم از آن رو كه عَرَضى، قائم به آن است. و گاهى بدان «مادّه» و گاهى «هيولا» مىگوييم.
[١] «الذى» صفتِ «حامل» است. يعنى آن حاملى كه قوّه وجود شىء را دارد. [٢] در نسخه چاپ قاهره «فنقول» سر سطر آورده نشده؛ لكن، قاعدهاش اين است كه سر سطر آورده شود. [٣] مقصود از «فصول» فصلهاى متعدد نيست. زيرا، هنوز يك فصل هم درباره قوه و فعل تمام نشده است. بلكه مقصود، قسمتها و پاراگرافهايى از اين مطالب است. [٤] «متقدمة عليه» عطف تفسيرى است، مطلبى زائد بر مطلب پيشين نيست. [٥] تعبير به «عامة» موهم آن است كه فلاسفه منظور، از خواصّ فلاسفه نبودهاند. آنها از افراد عادى بودهاند و چنين گرايشى پيدا كردهاند كه بگويند قوّه، مطلقا بر فعليّت تقدم دارد. [٦] يعنى برخى افراد كه صلاحيت اظهار نظر نداشتهاند و نبايد در اين ميدان وارد مىشدند چنين پنداشتهاند. «شريعه» هم از آنرو گفته مىشود كه جايى است كه وارد آب مىشوند.