شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٧٦ - تقسيم منطقىِ قضايا
كه محمولى را براى يك موضوعِ ثابتى در نظر بگيريم، بلكه منظور، اين است كه قضيهاى را به صورت سلب تحصيلى بسازيم و بگوييم «ليست الانسانية من حيث هى كلّيا و لا جزئياً».
بنابراين، ما نمىگوييم: «الانسانية من حيث هى انسانيّة ليست كلية ولا جزئية» كه «ليست» بعد از قيد «من حيث هى» آورده شود. بلكه مىگوييم: «ليست الانسانية من حيث هى انسانية كلية و لا جزئية؛ موجودة و لا معدومة» كه در اين صورت «ليس» را قبل از قيد مذكور مىآوريم تا لازمهاش وجود موضوع نباشد.
فرق بين اين قضيه كه بگوييم «ليست الانسانية من حيث هى كذا و...» با اين قضيه كه بگوييم: «الانسانية من حيث هى ليست كذا» يعنى فرق ميان سالبه محصّله و موجبه معدولة المحمول در منطق بيان شده است.
وَههُنا شَىْءٌ آخَرُ وَهُوَ اَنَّ الْمَوْضُوعَ في مِثْلِ هذِهِ الْمَسائِلِ يَكادُ يَرْجِعُ اِلى الاِْهْمالِ اِذا لَمْ تَتَعَلَّقْ بِحَصْر، وَلا يَكُونُ عَنْها جَوابٌ، اَللّهُمَّ اِلاّ اَنْ تُجْعَلَ تِلْكَ الاِْنْسانِيَةُ كَأَنَّها مُشارٌ اِلَيْها اَوْ لا كَثْرَةَ فيها. فَحينَئذ لا يَكُونُ قَوْلُنا: «مِنْ حَيْثُ هِىَ اِنْسانِيَّةٌ» جُزْءاً مِنَ الْمَوْضُوعِ، لاَِنَّهُ لا يَصْلَحُ اَنْ يُقالَ: اِنَّ الاِْنْسانِيَّةَ الَّتي هِىَ مِنْ حَيْثُ هِىَ اِنْسانِيَّةٌ اِلاّ وَقَدْ عادَتْ مُهْمَلَةً. فَاِنْ قيلَ: تِلْكَ الاِْنْسانِيَّةُ الَّتي هِىَ مِنْ حَيْثُ هِىَ اِنْسانِيَّةٌ، يَكُونُ قَدْ وَقَعَ اِلَيْها الاِْشارَةُ فَزادَتْ عَلَى الاِْنْسانِيَّةِ.
تقسيم منطقىِ قضايا
بحث درباره اين بود كه هرگاه ماهيّت به گونه يك مفهوم در ذهن انسان منعكس شود، چنانچه توجه آدمى بدان معطوف و متمركز گردد ماهيّت تصوّر شده، غير از خودش، چيز ديگرى نخواهد بود و هيچ حكمى براى آن ثابت نخواهد شد؛ تا آنجا كه نقيضين نيز از آن قابل ارتفاع خواهد بود.
در اين باره، جناب مصنف توضيحاتِ مفصّلى دادهاند؛ ولى اگر اصطلاح