شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٨٩ - بيان ديگر در مسئله
خارج از ذات بر ذات خواهد بود؛ هرچند كه از قبيل خارجِ لازم باشد و پيوسته همراه ذات تحقق داشته باشد.
بيان ديگر در مسئله
در اينجا مصنف با بيان ديگرى به توضيح مطلب مىپردازد. به اين شرح: هر چند طبيعت در عالم خارج، با عوارضى همراه است: يا واحد است و يا كثير؛ يا سياه است و يا سفيد؛ و مثلا انسان يا مرد است و يا زن. و در خارج انسانى وجود ندارد كه نه مرد باشد و نه زن؛ نه واحد باشد و نه كثير. حتماً يكى از اين امور را دارد.
امّا، حيوانيّت يا انسانيّت لا بشرط به عنوان جزيى از طبيعتِ مقيّده و در ضمن آنْ وجود دارد. اين حيثيّتِ حيوانيّتِ خالص، غير از حيوانيّتِ متعيّن است. حيوانيّتِ متعيّن عبارت است از حيوانيت به انضمام عوارض مشخصه. هر مركبى داراى بسايطى مىباشد. حيثيّتِ بسيط، عين حيثيّتِ مركّب نيست. حيوانيّتى كه لابشرط از همه قيود است، يك ماهيّت تجريد شده است؛ ولى در ضمن ماهيّتِ بشرط شىء يا بشرط لا، وجود دارد. هرچند كه حيثيت لا بشرط عين حيثيت به «شرط شىء» يا «بشرط لا» نيست.
بنابراين، حيوان با اين شرط تجريدى كه گفتيم، «حيوان متعيّن» نيست.
حيوان خاصى كه در خارج، وضع و كيفيت خاصّى دارد، حيوانيّت خالص هم در ضمن آن وجود دارد و عوارض و صفات و ويژگىها آن، مانع آن نيست كه بگوييم آن معناى لابشرطىِ خالص هم در آن موجود است.
زيرا، وقتى ما يك حيوان خاص و متعيّنى (حيوانٌ مّا) را تصور كرديم و گفتيم چنين موجودى، وجود دارد؛ بدان معنا است كه «حيوان» و «تعيّن» با هم وجود دارند. پس، اصل حيوانيّت هم كه حيوانيّت مطلق و لابشرط است، در