شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٦٤٦ - « ما يقال فى جواب ما هو» و « ما به الشىء هو هو»
طبعاً در اين موارد اطلاق، «ثانوى» است. و در برخى موارد، اطلاق حدّ، صحيح نيست از آن جهت كه موضوع مفروض، ماهيت حقيقى ندارد. چنانكه مجموعهاى از جوهر و عَرَض را نمىتوان ماهيتِ حقيقى دانست تا بتوان حدّ برايش قائل شد. در مورد «زيادة الحدّ على المحدود» نيز اطلاقِ حدّ، به طور مجازى و مسامحهاى است. از سوى ديگر، بايد توجّه داشت كه اطلاق ماهيت بر همه چيز يكسان نيست. چنانكه در مورد جنس و نوع، اطلاق ماهيت، اطلاق حقيقى است. اما، در مورد شخص اگر ماهيّتْ اطلاق شود به معناى ديگرى خواهد بود.
«ما يقال فى جواب ما هو» و «ما به الشىء هو هو»
در مورد كاربرد ماهيت، مطالبى را مصنف در تتمّه فصل، بيان مىكند؛ و مىگويد: اطلاق ماهيت در مورد جنس و نوع، به همان معناى «ما يقال فى جواب ما هو» اطلاق مىشود و اطلاقش، صحيح و حقيقى است.
اما، در مورد شخص، «ما يقال فى جواب ما هو» ممكن نيست. زيرا، شخص «بما انّه شخص» يك امرِ جزئى است. و هرچه در پاسخ «ما هو» آورده شود، يك مفهوم كلّى خواهد بود. و مفاهيم كلّى نمىتواند شخص را به عنوان اينكه شخص است نشان دهد. پس، در چنين موردى اگر ماهيّت الشخص گفته شود، به معناى ديگر است؛ غير از «ما يقال فى جواب ما هو» است.بلكه به معناى «ما به الشىء هو هو» است. زيرا، چنانكه مىدانيدماهيت دو اطلاق دارد: الف ـ «ما يقال فى جواب ما هو»؛ ب ـ «ما بهالشىء هو هو».
يعنى گاهى مىخواهيم يك مفهوم ماهوى را به عنوان معقول اول كه حقيقت شىء را بيان مىكند در جواب سائل كه از ماهيّت شىء مىپرسد، بيان كنيم؛ و گاهى مىخواهيم بگوييم چه امورى در اين هويّت خارجى