شرح الهيات شفاء - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٣٦ - توضيح مطلب
نمىتوان انكار كرد. صرفاً به عنوان الزام خصم گفته نشده، بلكه خودِ مطالب نيز صحيح مىباشند.
توضيح مطلب
تاكنون بر اساس شيوه جدلى، دايره را اثبات كرديم؛ يعنى قائلين به «جزء لايتجزّى» را الزام كرديم به اينكه بايد وجود دايره را بر اساس اصول خودشان بپذيرند. امّا، اين بدان معنا نيست كه همه مقدماتى كه در اين استدلالِ جدلى بكار برديم، ذاتاً باطل بودهاند.
البته، در ضمن بحث جدلى مطالب نادرستى بود كه ما از خصم پذيرفتيم و بحث و استدلال را بر آنها بنا نهاديم؛ از جمله وجود دايره مضرّس را از خصم پذيرفتيم، چنانكه از او پذيرفتيم كه مركز دايره، خود، يك «جزء لايتجزّى» است. در حالى كه حقيقتاً اينچنين نبود. مع الوصف در لا به لاى بحثهاى ما، مطالبِ حقّى نيز وجود داشت. و آنها مىتواند اساس استدلالِ صحيحى را تشكيل دهد.
آرى، ما اينك بايد براى اثبات اين مطلب، از مقدمات ديگرى غير از مقدمات جدلى، استفاده كنيم وبرهان اقامه كنيم. و اين بدان معنا نيست كه همه آنچه در بحث گذشته گفتيم باطل بوده است. از جمله مطالب صحيحى كه در بحث گذشته گفتيم، مسأله استقامت بود؛ كه طىّ آن بيان كرديم كه ممكن است بين مركز دايره و محيط آن، يك خط مستقيم، رسم كرد. و اين مطلبى است كه هم ما مىپذيريم و هم خصم؛ و در واقع، مطلب صحيحى است.
مطلب ديگر آن بود كه دو نقطه با هم محاذات داشته باشند؛ چنانكه يك نقطه در مركز دايره باشد و نقطه ديگر در محيط آن؛ آنگاه، پس از آنكه خط مستقيمى آن دو را به هم وصل كرد، خط ديگرى را فرض كنيم كه اگر آن را به